X
تبلیغات
www.daylam-navid.blogfa.com

www.daylam-navid.blogfa.com

ایمنی1

ایمنی :

تعریف ایمنی عبارت است از میزان درجه دور بودن از خطر، واژه (Hazard) که در تعریف علمی ایمنی آمده است، در واقع شرایطی است که دارای پتانسیل رساندن آسیب به کارکنان، تجهیزات و ساختمانها، از بین بردن مواد یا کاهش کارایی در اجرای یک وظیفه از پیش تعیین شده می باشد.

هنگامی که (Hazard) وجود دارد  امکان وقوع اثرات منفی یاد شده وجود خواهد داشت.

کلمه (Danger) گویای قرارگرفتن در معرض یک  (Hazard) است، یه این ترتیب ایمنی متضاد (Danger) بوده است، و در صدد حذف خطرات بالفعل موجود در محیط کار می باشد.

ایمنی به طور صد در صد و متعلق وجود ندارد و عملا هم هیچگاه حاصل نخواهد شد از اینروست که گفته می شود ایمنی حفاظت نسبی در برابر خطرات است.

منظور از ایمن و غیر ایمن چیست؟

یک مکان، یک کار معین و یا یک دستگاه زمانی ایمن انگاشته می شود که احتمال خطر مرگ، مجروح شدن و یا ابتلا به بیماری برای کسانیکه در آنجا بوده یا با  آن دستگاه کار می کنند در حد قابل قبول پایین باشد. به طور کلی، میتوان چنین گفت که میزان خطر قابل قبول با پایین آمدن سطح ایمنی، افزایش و با افزایش سطح ایمنی کاهش می یابد. در واقع بهداست حرفه ای بیماریها را کاهش می دهد و ایمنی صنعتی به کاهش تمام خطرات می پردازد.

ایمنی محیط کار :

ایمنی شرایطی است که منابع انسانی را از عوامل مضری که می تواند سلامتی آنان را به خطر اندازد، مصون می دارد مسئولیت عمده ایمن سازی محیط کار به عهده مدیران سطوح بالای سازمان بویژه مدیران پرسنلی است. البته اهمیت همکاری کلیه کارکنان را در محیط امن نمی توان نادیده گرفت.

بعبارت دیگر ایمنی کار عبارت است از : فراهم آوردن موجباتی که از بیماریها و حوادث ناشی از کارهای صنعتی جلوگیری می کند. یعنی هر چه تعداد حوادث ناشی از کار کمتر باشد می توان گفت که ایمنی بیشتری در محیط کار وجود دارد.

تعريف خطر

كلمه خطر در واژه نامه ها تعاريف گوناگون دارد ، از جمله

ـ ريسك و اتفاق

ـ يك منبع خطر

ـ شانس ، موقعيت شانس به معناي حادثه

ـ اشتباه

خطر ، شرايط بالقوه است كه انتظار ميرود تا تبديل به يك حادثه گردد ، براي اين كار محرك مورد نياز است اين محرك مي تواند خرابي يك قطعه ، شرايطي نا ايمن در سيستم  باشد  تعريف زير ، تعريف دقيق تر از خطر است

شرايط  يا مجموعه شرايط بالقوه ، داخل يا خارج سيستم عملياتي كه در صورت بالفعل شدن ، خطر را به واقعه اي كه منجر به خسارت يا حادثه مي شود تبديل مي كنند

ايمني: ايمني ميزان دوري از خطر تعريف شده است. ايمني يك موضوع حفاظت نسبي از برخورد با خطرات است و كميتي نسبي مي‌باشد.

خطر بالقوه: شرايطي كه داراي پتانسيل صدمه به افراد، خسارت به تجهيزات و ساختمان‌ها، از بين بردن مواد و ... باشد.

خطر بالفعل: واژه خطر بالفعل بيان كننده قرارگرفتن نسبي در معرض يك خطر بالقوه مي‌باشد ولي وقتي كه يك خطر بالقوه وجود داشته باشد الزاماً يك خطر بالفعل را به همراه نخواهد داشت.

حادثه ناشي از كار: حادثه يك رويداد يا واقعه برنامه ريزي نشده و بعضاً آسيب‌رسان و خسارت‌آور است كه انجام، پيشرفت، يا ادامه كار را به صورت طبيعي مختل ساخته و همواره در اثر يك عمل يا انجام يك كار غيرايمن يا در اثر شرايط غيرايمن يا در اثر تركيبي از اين دو به وقوع مي‌پيوندد.

ريسك: ريسك عبارت است از امكان وارد آمدن آسيب به انسان يا دارائي او (حقيقي 1379، 110).

تاريخچه ايمني

از زماني كه بشر پا به عرصه وجود گذاشت براي حفظ حراست خود از گزند حيوانات وحشي و همچنين براي مبارزه با عوامل طبيعي از قبيل باد ، برف ، توفان ، سيل و غيره در پناهگاههاي امن مخفي شده است و به عبارت ديگر براي مقابله با هر نوع خطري وسيله مبارزه مناسبي تهيه نموده است

با گذشت زمان بشر به اختراعات و پيشرفتهاي بيشتري دست يافت  اغلب اين تغييرات عموامل غير قابل پيش بيني شده را بوجود مي آورد كه به افراد و ساختار جامعه آسيب وارد مي كرد و آنها مورد تهديد قرار مي داد

نياز به شرايط كاري ايمن ، درست همزمان با تغييرات انقلاب صنعتي بوجود آمد در طول دهه نخست انقلاب صنعتي اين نياز احساس شد و توسط پيشگامان مديريت نوين مورد تاييد و تاكيد قرار گرفت

سپس تشكيل سازمان بين المللي كار پس از جنگ جهاني اول بوجود آمد  سازمان مذكور اقدام به تدوين و تنظيم مقررات ايمني در زمينه كار كرد ، بعدها قانوني به تصويب مجلس انگلستان رسيد كه كليه ماشي آلات را به داشتن حفاظ مناسب توصيه كرد پس از آن فرانسه اولين تشكيلات ايمني را بوجود آورد و ساير كشورهاي صنعتي از تشكيلات ايمني فرانسه تقليد نمودند و به همين لحاظ فرانسويها را مادر تشكيلات ايمني ناميدند سپس آلمانيها مطالعات عميقي در باره آمار سوانح و تصادفات نمودند كه ايجاد شركتهاي بيمه و امور اجتماعي از ابتكارات آنان مي باشد

امروزه تشكيلات ايمني آمريكا از ديگر ممالك صنعتي منظم تر و پيشرفته تر مي باشد و آمريكاييها از پنجاه سال قبل بر امر ايمني توجه مخصوصي مبذول داشتند و از لحاظ استفاده از آمار و ارقام به پيشرفتهاي قابل توجهي نائل گرديدند ، بطوريكه امروزه بهترين اصول علمي در جلوگيري از حوادث و مفيدترين كتابهاي ايمني و نشريات مختلف را به دنيا عرضه مي دارند ، مخصوصا ـ موسسه ايمني ملي آمريكا ـ كه مرجع ايمني شناخته شده  راهنماييها و ارائه طريق ايمني اين موسسه براي كليه ملل قابل قبول مي باشد

امروزه پيشرفت در زمينه ايمني به حدي رسيده است كه باعث شده حمل و نقل هوايي بصورت رايج ترين راه مسافرتي تلقي شود

ضرورت و اهميت ايمني

ما در دنيايي زندگي مي كنيم كه پر از خطر و حادثه است ، در هيچ كجا در امان نبوده و در مقابل حوادث احساس امنيت نمي كنيم ، اگر در نظر بگيريم كه براي هر يك از رفتارها و اعمال بشر روش ايمن و روش نا ايمن وجود دارد شرورت ايمني مطرح مي گردد

در زير دلايلي مطرح مي شود كه ضرورت و اهميت ايمني را صد چندان مي نمايد

دلايل قانوني

ايمني تكيه بر دلايل قانوني فراوتني چه در سطح بين المللي و چه در سطح كشوري دارد بنابر قوانين بين المللي حقوق بشر ، برخورداري از ايمن زيستن و در امنيت بودن حق هر فردمي باشد كه دولتها بايد براي حقوق بشر ، برخورداري از ايمن زيستن و در امنيت بودن حق هر فرد مي باشد كه دولتها بايد براي احقاق آن بكوشند از نظر محيط كاري تمامي كشورهاي  عضو سازمان ملل و سازمانهاي وابسته ـ مثل سازمان بين المللي كار ، سازمان بهداشت جهاني  و غيره ـ بر اساس  مقاوله نامه ها و مققرات جهاني ، ملزم به ايمن نمودن و تامين بهداشت و ايمني كليه كاركنان در محيط هاي كاري مي باشند در سطح كشوري نيز به موجب قوانين مختلف از جمله قانون اساسي و قانون كار ، تامين ايمني و بهداشت افراد جامعه بويژه شاغلين يك ضرورت قانوني مي باشد

دلايل اقتصادي

خواه ناخواه ، منحرف شدن از خطر ايمني در هر شرايطي با خسارت همراه است بهمين علت است كه دولتها و در سطوح پايين تر سازمانها ، نه تنها پيش بيني هاي لازم را در خصوص پيشگيري از حوادث ناشي از كار و يا ناشي از هر عامل ديگر مي نمايند بلكه خود را براي مقابله با حوادث طبيعي  نظير زلزله و سيل و غيره آماده مي كنند اكنون كه تقارب و پايداري دولتها ، سازمانها و كشورها ، بسته به وضعيت اقتصادي آنها دارد پذيرفتن صدمات و خسارات اقتصادي از ناحيه حوادث ، آنهم حوادثي كه با تمهيدات ايمني قابل پيشگيري است ، مايه سر افكندگي و شرمساري خواهد بود

تبعبت از استانداردها

امروزه تبعيت از استانداردهاي ايمني در بخشهاي مختلف خدمات ، صنايع ، كشاورزي ، معدن  و ساير بخشها در اغلب كشورها به صورت قانون و الزام در آمده است و افراد در شرايط ناايمن ، فعاليت نكرده و يا در صورت فعاليت ، حداكثر كارايي را نخواهند داشت

مصرف كنندگان ، كالاهايي را كه فاقد شرايط ايمني باشند را نخواهند پذيرفت امروزه اغلب  محصولات فروش خود را جداي از ويژگيهاي تكنولوژيكي ، در گرو شرايط ايمني آن مي بينند

ايمني پيش شرط انجام كار

امروزه شعار ـ ايمني بر هر كارري مقدم است ـ و ـ هيچ كاري آنقدر مهم نيست كه در شرايط نا ايمن انجام شود ـ به عنوان اصل اول و تجارب ـ لا اقل در كشورهاي پيشرفته ـ به فعليت در آمده است مديران در هر موسسه يا سازماني  ، بنابر دلايل قانوني ، انساني ، اقتصادي و ساير دلايل بايد بپذيرند كه ـ جان انسانها با ارزش تر از هر چيزي است ـ

دلايل انساني ـ اجتماعي

حادثه براي انسان جداي از خسارات مادي ، هميشه با خسارات جاني اعم از قطع عضو ، نقص عضو و مرگ همراه است جداي از وارد شدن به ساختار تخصصي جامعه ، از حيث خارج شدن يك فرد فرهيخته ، خساراتي كه از ناحيه اضافه شدن افراد سر بار به جامعه ، افراد بي سرپرست و ساير خسارات كه از نتايج حادثه است ، همگي ساختار جامعه و ديد افراد جامعه ، بويژه افراد جوان و آماده كار را به كار و فعاليت منفي مي كند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 9:2  توسط نوید  | 

ایمنی2

چگونگي ايجاد يك برنامه جامع كنترل مخاطرات بالقوه

ايجاد و طراحي يك برنامه جامع كنترل مخاطرات بالقوه به نظر ساده مي‌آيد ولي در عمل بسيار پيچيده است. به طور كلي سه اصل در مديريت كنترل جامع مخاطرات و بيماري‌هاي حرفه‌اي وجود دارد كه بايد به آن توجه كرد:

مشخص كردن علل حوادث و آسيب‌هاي ناشي از كار

كنترل علل حوادث

به حداقل رساندن ضايعت ناشي از حوادث و آسيب‌هاي ناشي از كار

بطور كلي يك برنامه كنترل جامع مخاطرات حرفه‌اي جهت متعادل ساختن عوامل مخاطره آميز و حداكثر كردن سود يك كارخانه برنامه ريزي مي‌شود (حقيقي

 

حوادث ناشی از کار:

هر سال میلیونها حادثه ناشی از کار در دنیا اتفاق می افند. برخی از این حوادث باعث مرگ و برخی دیگر موجب از کار افتادگی موقت می شوند که ممکن است ماهها دوام یابد. حوادث ناشی از کار سبب ناراحتی افراد بشر و زیانهای اقتصاد می گردند. و جامعه متحمل خسارات فراوان می شود. به همین جهت جلوگیری از آنها وظیفه ای مهم و اساسی است.

 

تعریف حادثه :

آنچه انسان را ناخواسته از مسیر زندگی طبیعی منحرف ساخته و برای او ناراحتی جسمی و روانی و یا خسارات مالی ایجاد نماید، حادثه نامیده می شود. در دایره المعارف سازمان بین المللی کار ، حادثه چنین تعریف شده است : (( حادثه عبارت است از یک اتفاق پیش بینی نشده و خارج از انتظار که سبب صدمه و آسیب گردد )) تعریف حادثه ناشی از کار عبارت است از حادثه ای که در حین انجام کار و به سبب آن برای بیمه شده اتفاق می افتد. مقصود از حین انجام کار تمامی اوقاتی است که بیمه شده در کارگاه، مؤسسات وابسته، ساختمانها و محوطه آن مشغول کار باشد، یا بدستور کارفرما در خارج از محوطه کارگاه مأمور انجام کاری می شود. ضمنا" تمام اوقات رفت و آمد بیمه شده از منزل به کارگاه و بالعکس جزء اوقات کار محسوب می شود.

 

دلایل ایجاد حوادث :

حوادث معمولا نتیجه شرایط و یا عملیات نامطمئن و نا ایمن است شرایط نا ایمن شامل استفاده از تجهیزات بد طراحی شده و غیر مجهز، محیط پر خطر به عنوان نمونه، لیز بودن زمین بدلیل ریختن آب، یا ابزار و تجهیزات قدیمی و مستهلک است. عملیات نامطمئن و نا ایمن است از سوی کارکنان و بدلیل استفاده نامناسب از ابزار و تجهیزات است. باید توجه داشت که تمام عملیات غیر ایمن منتهی به حادثه در محیط کار نمی شود و تمام حوادث به آسیب و صدمه ختم نخواهد شد بسیاری از مسئولین رسیدگی و بررسی حوادث معتقدند که اکثر حوادث در نتیجه خطای انسانها بوجود می آیند. البته حوادثی نیز بدلیل نقص ابزار و تجهیزات یا محیط کاری نا ایمن رخ داده است. اما در بیشتر موارد به مزایای ایمنی ابزار و تجهیزات و محیط مطمئن از سوی کارکنان توجهی نشده ، یا توصیه های ایمنی و احتیاط های لازم نادیده گرفته شده اند.

 

انواع روش طبقه بندی حوادث :

حوادث ناشی از کار را می توان به روشهای گوناگونی طبقه بندی نمود :

 حوادث بر حسب افراد بوجود آورنده طبقه بندی می گردند، مانند : مدیر ، استاد کار و کارگر

 حوادث را بر حسب علل آنها طبقه بندی می نمایند. مانند: ماشین آلات ترابری ، انفجار و آتش سوزی و مواد سمی

حوادث را بر حسب کیفیت عملی که باعث حادثه گردیده، طبقه بندی می کنند، مانند: برداشتن حفاظ از روی دستگاه، عدم احتیاط لازم هنگام کار و راه اندازی دستگاه بدون اجازه.

حوادث را بر اساس شرائط محیط بوجود آورنده طبقه بندی می کنند، مانند: عدم روشنایی کافی، تهویه نامناسب، سر و صدا در محیط کار

 

روشهای پیشگیری از حوادث :

1- وضع مقررات قانونی

2- تعیین اصول و میزانها

3- بازرسی

4- تحقیقات فنی

5- تحقیقات پزشکی

6- تحقیقات روانشناسی

7- تحقیقات کاری

8- آموزش

9- راهنمایی و تشویق

10- مزایای مالی

11- تشکیل کمیته حفاظت و بهداشت کار در

نقش مدیریت در توسعه بهداشت حرفه ای و ایمنی محیط کار

 

امروزه بیماریها و حوادث ناشی از کار به یکی از نگرانیها اجتماعی جامعه کارگری و دست اندرکاران مسائل بهداشت ایمنی محیط کار تبدیل شده است . علاوه بر عوامل مربوط به فرهنگ عمومی ایمنی و بهداشت  عدم اجرای قوانین و مقررات مربوطه و کمبود آموزش می تواند فقدان برنامه ریزی و توجه کافی به بهداشت حرفه ای و ایمنی کارگران را در اغلب واحد های صنعتی از جمله دلایل بالا بودن میزان حوادث و بیماریهای ناشی از کار بر شمرد.

امروزه با توجه به اهميت موضوع سلامت نيروي كار در تمامي كشورها نياز به مديريت در دستيابي به روشهاي منسجم بهبود شرايط كار بيش از پيش نمايان مي شود.

 

اهميت نقش مديريت در توسعه بهداشت حرفه اي

 

نيروي شاغل بخش مولد جامعه را تشكيل مي دهد . توسعه اقتصادي بر پايه سلامت نيروي كار استوار بوده و توسعه اجتماعي نيز نيازمند حفظ حقوق آنها از جمله حق داشتن سلامت جسم و روان و رفاه است . وجود بيماريهاي حرفه اي و حوادث ناشي از كار به لحاظ :

1-      هزينه درماني

2-      ايجاد ناتواني ها

3-      عواملي نظير زمان از دست رفته كاري و كاهش توليد

بار سنگيني بردوش اقتصاد ملي تحميل ميكند . بنابراين با توجه به اينكه  نارسايي بهداشت و ايمني موجب خسارات هاي مالي و جاني مي گردد ، اين موضوع به تنهايي براي توجيه برنامه هاي بهسازي و توسعه  بهداشت و ايمني محيط كار دليل قانع كننده اي است . هدفهاي توسعه و بهسازي وضع ايمني و بهداشت كار در درجه نخست حمايت متخصصين بهداشت حرفه اي و مديران صنايع ذيل مي طلبد:

1-      شناخت ابعاد توسعه بهداشت حرفه اي و ايمني و ايمني محيط كار

2-      تعيين نقش مديريت در توسعه  (‌بهبود) بهداشت حرفه اي و ايمني

3-      معرفي الگوي بهداشت حرفه اي و ايمني و عوامل موثر بر آن

4-      تعيين استراتژي بهداشت حرفه اي و ايمني

5-      مفهوم شناسي مديريت بهداشت حرفه اي و ايمني

نقش مديريت در توسعه بهداشت حرفه اي و ايمني

پرداختن به سلامتي كارگران و رسيدگي به مسائل رفاهي و آسايش و همچنين بكارگيري راهكارهايي در جهت تطبيق وضعيت كار با شرايط جسمي ، رواني آنها ، امروزه به عنوان يك امتياز محسوب نگرديده بلكه يك وظيفه را تداعي مي نمايد و هر اندازه در صد رسيدگي به سلامت كارگران بالاتر باشد تاثير گذاري بر روند رشد و توسعه سازمان ها و جامعه بيشتر خواهد بود در اين ميان نقش مديريت به عنوان عامل اصلي در ارتقاء سطح سلامت و رفاه سازمان و در نتيجه دستيابي به رشد سازماني نمود بيشتري مي يابد

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 8:58  توسط نوید  | 

گزارش و گزارش نویسی

واژه ی گزارش به معنی به جای آوردن، انجام دادن، اظهار نظر کردن، در میان نهادن و شرح و تفسیر کردن است. واز مصدر گزاردن  ساخته شده است. « گزار » بن مضارع « ش » پسوند اسم مصدر ساز می باشد.

معنی اصطلاحی واژه گزارش:

گزارش در اصطلاح به مطلبی گفته می شود که از شرح، تفسیر، بیان، تحلیل مطالب و نیز علل مسائلی خاص گفتگو کند.

تعریف گزارش نویسی:

گزارش نویسی عبارت است از به تحریر در آوردن اخبار، اطلاعات، حقایق، علل مسائل و رویدادها، تجزیه و تحلیل منطقی و متوالی آن ها، برای رسیدن به راه حل صحیح، که همراه با اختصار و روشنی تدوین شده و بر دو اصل « سالم نویسی » و « ساده نویسی » استوار باشد.

در واقع گزارش نویسی، فنی است که با آگاهی از آن فن، مطالب هر موضوعی را می توان، طوری طبقه بندی کرد و نظم بخشید که هدف مورد نظر را در کوتاهترین زمان و با ساده ترین کلام به دست آورد.

فایده گزارش نویسی:

فایده و هدف از نوشتن گزارش، رساندن پیام خود به خواننده با سرعت و صحت و روشنی است. و مهم این است که نویسنده گزارش، قادر باشد تصویری روشن ازفکر و هدف خود را در ذهن خواننده ترسیم نماید.

خواننده گزارش کیست؟

قبل از این که تصمیم به تدوین گزارش بگیرید باید بدانید که گزارش را برای چه شخصی یا اشخاصی تهیه می کنید. در واقع چه کسی یا کسانی، بر اساس گزارش شما تصمیم گرفته و اقدام خواهند کرد.

دانستن افکار، تمایلات، خلق و خوی، تحصیلات، تجربیات و نحوه تصمیم گیری خواننده گزارش و این که آیا او خود تصمیم  می گیرد یا آن که گزارش را برای اظهار نظر به نزد دیگران ارسال می دارد، برای تهیه کننده گزارش بسیار مهم است. زیرا با آگاهی از مسائل فوق می توانید گزارش خود را به شکلی تهیه کنیدکه رسیدن به هدف را سریعتر و مطمئن تر کند.

در اغلب اوقات شروع کننده ی یک مکاتبه شما هستید، لذا باید بدانید که چه نتایجی را انتظار دارید، و چه کسی اقدام خواهد کرد. اما اگر یک مقام مافوق از شما بخواهد که گزارشی تهیه کنید، در این حالت باید شما تصمیم گیرنده نهایی مطالب گزارش خود را شناسایی کنید، تا بتوانید با رعایت نکات یاد شده گزارش خود را طراحی کنید.

مثلاً اگر مدیر امور اداری هستید و معاون اداری و مالی سازمان مربوطه از شما بخواهد که گزارشی از نحوه مکاتبات داخل سازمان برای او تهیه نمایید، باید مطمئن شوید که او گزارش را برای تصمیم گیری خود می خواهد؛ و یا آن که گزارش را برای پاره ای از تصمیم گیری ها، به نزد رئیس سازمان ارسال می دارد. این در طراحی وتعیین هدف گزارش شما بسیار با اهمیت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم فروردین 1388ساعت 11:5  توسط نوید  | 

زیارت عاشورا

زيارت عاشورا

در ميان زيارت نامه‏ها، زيارت عاشورا از عظمت‏خاصى برخوردار است، امامان (ع) و علماى بزرگ در طول تاريخ اهميت‏بسيار به آن مى‏دادند، و هر روز آن را مى‏خواندند، و بهره‏هاى معجزآسا و درخشانى از آن مى‏گرفتند و پاداش خواندن آن به درجه‏اى است که امام باقر (ع) به علقمه فرمود: وقتى که اين زيارت را (با آدابش) خواندى خداوند براى تو (صدميليون) درجه ثبت کند، و تو را به مقامى رساند که گويى با امام حسين (ع) شهيد شده‏اى تا آنجا که در درجات آنها خواهى بود، و برايت ثواب زيارت همه پيامبران و همه رسولان و همه کسانى که از روز شهادت امام حسين (ع) تا حال، آن حضرت را زيارت کرده‏اند، نوشته و مقرر خواهد شد .» و در پايان فرمود: اى علقمه! اگر خواستى در هر جا هستى هر روز از همه عمرت اين زيارت را بخوان، که هر روز به تمام اين پاداش‏ها خواهى رسيد .

علت تاکيد بر خواندن زيارت عاشورا چيست؟

برای زیارت هیچ امامی، به اندازه زیارت امام حسین علیه‌السلام در کربلا تاکید نشده است. آنچه در زیارت حسین بن علی علیه‌السلام بسیار چشم گیر است، ثواب‌های کلان و پاداش‌های عظیم و حیرت آوری است که در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام برای آن بیان گشته است.

علت چیست؟

اگر خوب بنگریم، می‌یابیم که امام حسین علیه‌السلام هرآنچه داشت، در راه خدا داد و با این كار، اسلام را زنده كرد و بقاء دین را بیمه نمود. لذا دین رسول خدا، با وجود امام حسین علیه‌السلام تداوم یافت. این همان مفهوم کلام سیدالشهدا است که در روز عاشورا فرمود: اگر استواری و استقامت دین جدم با مرگ من است، پس ای تیغ ها مرا در برگیرید.از همین رو است كه لحن و بیانی كه در احادیث مربوط به زیارت سیدالشهداء علیه‌السلام به كار رفته است، حاکی از عظمتی حیرت آور و آمیخته با تاكیداتی فراوان است. به عنوان مثال، روزی امام صادق علیه‌السلام از یکی از شیعیان به نام "سدیر" پرسید: آیا هر روز حسین(علیه السلام) را زیارت می کنید؟ - خیر!
آیا هر جمعه زیارت می کنید؟  - خیر!
-هر ماه چطور؟   - خیر!
- هر سال چطور؟   - گاهی چرا.
آنگاه فرمود:ای سدیر، با توجه به اینکه هزاران فرشته غبار آلود و گریان، هر روز حسین علیه‌السلام را زیارت می‌کنند و خسته نمی‌شوند، چرا تو هر هفته، یا هر روز یک بار، آن حضرت را زیارت نمی‌کنی؟سدیر گفت: فدایت شوم، میان ما و او فرسنگ ها فاصله است.  در این هنگام امام صادق علیه‌السلام فرمود: بر پشت بام برو ... و بگو:«السلام علیک یا اباعبدالله ، السلام علیک و رحمه الله و برکاته» با این کار برای تو زیارت محسوب می‌شود و پاداش حج و عمره می‌یابی.
با این همه در طول تاریخ، ستمگران و حکام جور و پیروان باطل و ساده لوحشان وقتی با یک فکر و ایمان وگرایش مذهبی نمی‌توانند مبارزه و مقابله کنند، درصدد محو و نابودی آن تفکر و باور بر می‌آیند.
کربلای امام حسین علیه‌السلام نیز بارها شاهد این چنین تندروی‌ها و کج فهمی‌ها بوده است و هم اکنون
نیز نظاره گر آن است. ستمگران و کج اندیشان می‌خواهند با محدود کردن مردم و ممنوع ساختن زیارت و اعمال فشارهای مختلف و حتی تخریب نمودن قبر مطهر سید الشهدا علیه‌السلام، یادآن حضرت را از خاطرها ببرند؛ ولی علیرغم اینكه قبر آن حضرت در زمانهای مختلف مورد اهانت قرار گرفت و تخریب شد، اما شیعیان پیوسته طبق توصیه اهل بیت علیهم‌السلام، زیارت حسین بن علی علیه‌السلام را مورد توجه خاص قرار داده و می‌دهند.

علت اهمیت زیارت عاشورا ، چیست ؟ فواید آن چیست ؟

درباره زیارت حضرت سیدالشهدا روایات فراوانی وجود دارد و در خصوص زیارت عاشورای معروف ، احادیث متعددی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نقل شده است . امام باقر (ع) این زیارت را به یکی از اصحابش به نام "علقمه بن محمد حضری "آموزش داده است . از آن جا که زیارت نوعی اعلام و موضع و مشخص کردن خط فکری است و آثار سازنده عجیبی دارد ، آنچه به عنوان متن زیارتی خوانده می شود ، از نظر محتوا و جهت دهی ، از حساسیتی ویژه برخوردار است . به همین جهت ائمه (ع) با آموختن نحوه زیارت به یاران خود ، به این عمل سازنده جهت و غنای بیشتری بخشیده اند ؛ به گونه ای که زیارت نامه های رسیده از معصومان (ع) مانند زیارت جامعه کبیره ، عاشورا ، آل یاسین و ناحیه مقدسه ، گنجینه ای از تعالیم و آموزش های عالی آنان است .

زیارت عاشورا ، که از تعالیم امام باقر (ع) است ،به سبب آثار سازنده فردی و اجتماعی و بیان مواضع فکری و عقیدتی شیعه و نشانه گرفتن خط انحراف ، اهمیت ویژه دارد . شماری از دستاوردهای این زیارت عبارت است از :

1- ایجاد پیوند معنوی با خاندان عصمت و تشدید علاقه و محبت به آنان

این محبت موجب می شود ، زائر آن بزرگان را الگوی خویش سازد و در جهت همسویی فکری و عملی با آنان بکوشد ؛ همچنان که در قسمتی از زیارت ، از خدا می خواهد زندگی و مرگش را یکسره همانند آنان قرار دهد : " اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی محمد و آل محمد ".

از آنجا که این محبت به خاطر خداوند است و خاندان عصمت از آن جهت که الهی و منسوب به اویند، محبوب واقع شده اند ، مایه تقرب به خداوند است . در قسمتی از زیارت چنین می خوانیم :" اللهم انی اتقرب الیک بالموالاه لنبیک و آل نبیک " .

2- پیدایش روحیه ظلم ستیزی در زائر

تکرار لعن و نفرین بر ستمگر در این زیارت ، موجب پیدایش روحیه ظلم ستیزی در زائر می شود . او با اعلام برائت و نفرت از ستمگران و ابراز محبت به پیروان حق و دوستان خاندان عصمت ، پایه های ایمان دینی خود را مستحکم می کند . مگر ایمان چیزی جز حب و بغض در راه خداست : " هل الایمان الا الحب و البغض " ؟ مومن واقعی در برابر ستم بی موضع نیست . از ستمگر نفرت و انزجار آشکاری دارد و با مظلوم و جبهه حق اعلام همراهی می کند : " یا ابا عبدالله انی سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم " .

3- دوری جستن از خط انحراف

در این زیارت ، ریشه های ظلم هدف قرار می گرد : " فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور علیکم اهل البیت و لعن الله امه دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیها " ستمی که در عاشورا تحقق یافت ، در قلب تاریخ ستم ریشه دارد . این ظلم یک حلقه از حلقه های ستمی است که با انحراف میسر اصیل خلاقت آغاز شد .

4- الهام گرفتن ، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه های هدایت

در این زیارت آمده است : " فاسئل الله الذی اکرمنی بمعرفتکم و معرفه اولیائکم و رزقنی البرائه من اعدائکم ، ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره و ان یثبت لی عندکم قدم صدق فی الدنیا و الاخره " زائر پس از آنکه به حق معرفت پیدا کرد و ستم و ستمگر را شناخت و از آنان دوری جست ، با ثبات قدم در مکتب خاندان عصمت و پیروی عملی از آنان ، خود را در مسیر سعادت دنیا و آخرت قرار می دهد ؛ یعنی ، اسوه ها و الگوهای هدایت را – که از سوی خداوند منصوب شده اند – سر مشق خود قرار می دهد و همگامی با آنان را می طلبد .

5- ترویج روحیه شهادت طلبی و ایثار و فداکاری در راه خدا

6- احیای مکتب و راه و هدف خاندان عصمت

 

فوايد قرائت زيارت عاشورا

 

بسم رب الشهداء و الصديقين

السلام عليک يا اباعبدالله الحسين


- حسين (ع) زيباترين واژه هستی
- حسين(ع) خون خدا و پسر خون خدا
- حسين(ع) يعنی عشق، عشق به همه خوبی ها
- حسين(ع) شخصيتی است که خداوند در روز عرفه نخست به زائران سيدالشهداء نظر می کند بعد به زائران خانه خودش
- حسين(ع) شخصيتی است که خداوند ثواب زيارت قبر شش گوشه او را از زيارت خانه خودش بيشتر و افزونتر قرار داده است.
حضرت امام صادق(ع) فرموده: هرکس بوسيله خواندن زيارت عاشورا، جدم حسين(ع) را زيارت کند " چه از راه دور يا نزديک" به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد به او می دهد.
چند نکته در رابطه با اين حديث قابل ذکر می باشد:
اول اينکه گوينده مطلب يک امام معصوم است، بنابراين خيلی قابل اهميت می باشد.
دوم اينکه امام معصوم قسم می خورد که اين تأکيدی براينکه حتماٌ حاجت اين شخص را خداوند خواهد داد.
سوم اينکه می توان در صورتی که امکان نداشته باشد از نزديک امام حسين(ع) را بوسيله خواندن زيارت عاشورا زيارت کند، از راه دور اين کار را انجام دهد.
چهارم اينکه حاجات مادی و معنوی بوسيله اين زيارت توسط خداوند برآورده می گردد.
برای رسيدن به مقام قرب الهی نيز وسائل گوناگون وجود دارد ولی وسيله مطمئن، راحت، سريع و ... برای رسيدن به خداوند عشق به امام حسين(ع) می باشد.
با عشق و ارادت به سالار شهيدان کربلا می توان سريعتر و مطمئن به هدف رسيد.
برای رسيدن به محبت و عشق و علاقه امام حسين(ع) نيز راههای گوناگون وجود دارد ولی راهی که سريعتر انسان می تواند بوسيله آن به بارگاه امام حسين(ع) راه يابد، و جزو شيفتگان و عشاق سيدالشهداء گردد، از طريق خواندن زيارت عاشورا و خصوصاٌ مداومت به خواندن اين زيارت شريف می باشد.

دلايل مختلفی برای اثبات اين ادعا وجود دارد که عبارتند از :
1- زيارت عاشورا از احاديث قدسی می باشد. روايت صفوان در مورد زيارت عاشورا بيان کننده اين امر است که جبرئيل امين اين زيارت را از طريق خداوند متعال برای پيامبر(ص) قرائت نمود و اين زيارت از طريق معصومين به امام باقر(ع) رسيد و از طريق اين امام معصوم به دست شيعيان و دوستداران اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رسيده است.
2- ائمه ما شيعيان خصوصاٌ امام زمان(ع) تأکيد به خواندن و مداومت به خواندن اين زيارت شريف داشته اند، چنانچه در ملاقاتی که سيد رشتی با امام زمان(ع) داشته اند، امام زمان به سيد رشتی می فرمايند: که چرا عاشورا نمی خوانيد و بعد سه بار می فرمايند عاشورا، عاشورا، عاشورا.(مفاتيح الجنان- شيخ عباس قمی)

3- علماء وبزرگان ما نيز برخواندن عاشورا و مداومت به آن تأکيدفراوان داشته اند و خود نيز اين کار را انجام می داده اند و يکی از علل موفقيت اکثر بزرگان و علماء خواندن زيارت عاشورا بوده است.
چه بسيار زيبا است که انسان در هر زوز صبح 5 دقيقه از وقت خود را برای سالار شهيدان و زيارت عاشورا قرار دهد. چه صبح و روز زيبائی خواهد بود روزی که با نام و ياد عزيز زهرا(س) شروع شود.
مطوئن باشيد که امام حسين(ع) جواب سلام شما را می دهد. فقط بايد دلت را پاک کنی تا جواب سلام امام را بشنوی و يقين داشته باشيد که جواب سلام را امام حسين(ع) می دهد، چون جواب سلام واجب است و امام معصوم محال است ترک واجب نمايد. فقط بايد گوش ما شنوا و لايق شنيدن جواب سلام ايشان باشد.

 ائمه و زيارت عاشورا :
" امام محمد باقر(ع) به علقمه فرمود: پس از آنکه به آن حضرت با سلامی اشاره کردی، دو رکعت نماز بخوان و سپس زيارت عاشورا را بخوان. هنگامی که اين زيارت را خواندی در حقيقت او را به چيزی خواندی که هر کس از ملائکه که بخواهند او را زيارت کنند، به آن می خوانند و خداوند برای تو هزار هزار حسنه می نويسد و از تو هزار هزار سيئه محو می نمايد و تو را هزار هزار مرتبه بالا می برد و همانند کسانی می باشی که در رکاب آن حضرت به شهادت رسيدند. حتی در درجات آنها هم شريک می شوی ".( کامل الزيارات- ص 74 )

" امام صادق(ع) به صفوان می فرمايد: زيارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن، به درستی که من چند خير را برای خواننده آن تضمين می کنم، اول زيارتش قبول شود. دوم سعی و کوشش او شکور باشد. سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نا اميد از درگاه او برنگردد زيرا خداوند وعده خود را خلاف نخواهد کرد." (بحارالانوار-جلد 98-ص 300 )

" در روايت ديگر می خوانيم: اگر مردم می دانستند زيارت امام حسين(ع) چه ارزشی دارد، از شدت شوق و علاقه می مردند و حسرت رسيدن به آن پاداش ها، جسم و روح آنها را پاره پاره می کرد." (بحارالانوار – جلد 101 – ص 18 )
در احاديث ديگرز از معصومين تأکيد بر زيارت امام حسين(ع) کرده اند که نمونه ای ازآنها ذکر می گردد:
- زيارت امام حسين(ع) مثل زيارت خدا در عرش اوست.
- زيارت امام حسين(ع) بر هر مؤمنی که اقرار به امامت ايشان داشته باشد، واجب است.(بحارالانوار-جلد 101 - ص 69 )
- کسی که امام حسين(ع) را تنها برای رضا و خوشنودی پروردگار، و نه برای کسب شهرت زيارت کند، خداوند تمامی گناهان او را پاک می کند.(بحارالانوار - جلد 101  - ص 4 )
- اگرکسی بدون عذر موجه امام حسين(ع) را زيارت نکند، از اهل آتش خواهد بود.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)
- کسی که امام حسين(ع) را زيارت نکند شيعه اهل بيت نيست.(بحارالانوار-جلد 101 –ص 4)

خواب ديدن درباره توسل به زيارت عاشورا براىحل مشكلات

يكى از علما مى نويسد با مشكل دشوارى مواجه شدم كه راه حلى نداشت ، اين باعث آزردگى و ناراحتى روحى من شد تا اينكه به كتاب«زيارت عاشورا» دست يافتم وقتى كتاب را خواندم و از محتوى آن آگاه شدم تصميم گرفتم از اول ماه صفر سال 1412 به مدت چهل روز زيارت عاشورا را با صد بار لعن و صد بار سلام با ساير آداب آن و دعاى علقمه براى حل مشكلاتم بخوانم ضمناً مشكل ازدواج برادرم نيز بود، مشغول به خواندن شدم تا روز سى و چهارم رسيد و مصادف با روزهاى عيد زهرا عليهاالسلام شد، مشغول به تهيه وسايل و لوازم لازم براى عيد شدم ، و خواندن زيارت را فراموش كردم ، بعد از چند روز در خواب ديدم در منزل پدرم مجلسى براى ختم سوره انعام برگزار شده ، همگى جمع شده بودند و منتظر آمدن قارى بودند، ولى او تأ خير كرد، و از من خواستند دعا و ختم سوره انعام را بخوانم .
موضوع خوابم را به صورت تلفنى به يكى از مفسران خواب در اصفهان بازگو كردم ، به من گفت :
در كار شما سه مطلب وجود دارد... و سومين آن : شما زيارت عاشورا را مى خواندى و آن را ترك كردى ، مى توانى اين عمل را با تداوم در خواندن زيارت اصلاح كنى . خواندن زيارت را مجدداً ادامه دادم ، و در عصر روز چهلم همه مشكلات حل شدند، و موقعيت مناسب براى گرفتن يك منزل مهيا شد.
اما پس از لحاظ خريد منزل با مشكلى رو به رو شدم ، نذر كردم به مدت چهل روز ديگر زيارت عاشورا را بخوانم و الحمدللّه قادر شدم منزلى خريدارى كنم و بعد از آن مشكل ازدواج برادرم نيز حل شد.

قضاوت اشتباه و عجولانه در ثمر ندادن زيارت عاشورا

يكى از علما مى نويسد: در سال 1370 دولت كسانى را كه قبلاً اجازه سفر نداشتند از مسافرت به خانه خدا منع كرده بود. من شوق بسيارى براى سفر داشتم ولى اجازه سفر نداشتم نذر كردم زيارت عاشورا را بخوانم ، نذرم را ادا كردم و توسل زيادى نمودم ، اما نتيجه اى نگرفتم .
در آن شب برادرم به من گفت : آيا براى اين موضوع تلاش بسيار نموده اى ؟ بار ديگر نزد مسؤ ول مربوطه برو و با او تماس بگير ممكن است نتيجه اى حاصل شود.
روز بعد به تهران سفر كردم ، و از صبح تا ساعت يك بعد از ظهر هر چه در توانم بود تلاش كردم ليكن نتيجه اى نگرفتم ، تصميم به بازگشت به قم گرفتم .
پس از آن برادرم با حالتى نااميدانه و شكوه آميز گفت : يك بار ديگر با مسؤ ول مربوطه تماس بگير، و ما در دفترش ، منتظر او شديم ولى نتيجه اى حاصل نشد، پس از آن به برادرم گفتم : چيزى به دست نياورديم و اگر موفق شويم توفيقمان به لطف و عنايت و به بركت زيارت عاشورا خواهد بود، در اين لحظه به ما گفتند: براى ملاقات برويد به داخل . ما نيز داخل اتاق او شديم و درباره اين موضوع با او گفتگو كرديم ، گفت : راهى براى اين كار نيست ، در اين اثنا تلفن زنگ زد، و از او خواستند پانزده عدد جواز خروج به نامهاى ... صادر كند ما نيز گفتيم :
به اين اسامى نام دو نفر ديگر را اضافه كن ، در اين اثنا تلفن بار ديگر زنگ زد و او گوشى را برداشت به او گفتند فوراً در بيمارستان حاضر شود؛ زيرا مادر شما در لحظه هاى آخر زندگى است ، و سرانجام او با دادن اجازه سفر موافقت كرد.
در روز اول ماه ذى الحجه براى اتمام مراحل قانونى اقدام كردم ، و در روز دوم اجازه سفر صادر شد، و در روز سوم با آخرين هواپيما به جده سفر كردم و در آن سال به حج خانه خدا مشرف شدم .
شايان ذكر است كه كسانى از مسؤ ولين توسلات عجيبى براى دادن حج داشتند و بعضى از آنها اجازه سفر را اخذ كردند اما موفق به حج خانه خدا نشدند، از يكى از آنها كه دوست من بود پرسيدم : آيا زيارت عاشورا را همراه با ساير دعاهايى كه به آنها متوسل شدى خواندى گفت : خير، همه دعاها را خواندم فقط زيارت عاشورا را نخواندم .
سرانجام دانستم انجام كارم و مشرف شدنم به زيارت خانه خدا به بركت زيارت عاشورا بوده و اول بار كه گفتم زيارت عاشورا نمى تواند مثمر ثمر باشد شتاب كردم و اين خطا بود

نجات يافتن از مرگ به واسطه توسل به زيارت عاشورا

يكى از علما گويد: زنم بيمار بود و دچار غده هاى كيسه اى شده بود، ولى ما از بيمارى او آگاهى نداشتيم ، در يكى از شبها در عالم خواب ديدم گويى در يك سالنى هستم كه راهى به بيرون ندارد، و سقف سالن سه دريچه جهت تنفس داشت ، پس از مدتى شترى آمد و بر روى اين دريچه ها نشست و راه تنفس را بست ، من براى رهايى از اين مهلكه مشغول به دعا شدم ، در اين حالت از خواب بيدار شدم .
پس از چند روز، بيمارى همسرم شدت يافت ، نزد پزشك رفتيم او بيمارى همسرم را غده هاى كيسه اى تشخيص داد و به دليل وخامت تأ كيد كرد كه بايد در انجام عمل جراحى شتاب كرد و گر نه ...
با جمعى از پزشكان مشورت كردم ، گفتند: پزشكان ايرانى قادر به انجام اين عمل نيستند، سرانجام دكترى را ديديم ، او گفت : من اين عمل را انجام مى دهم ولى اجرت آن سيصد هزار تومان مى شود.
مضطرب و حيران شدم ، براى رهايى از اين مشكل نذر كردم و شروع به خواندن زيارت عاشورا كردم پس از چند روز عمل انجام شد و براى تسويه حساب رفتم ، دكتر گفت : مبلغى دريافت نمى كنم ؛ زيرا تعداد غده ها سه عدد بود و عمل نيز دشوار بود. من اميدى به موفقيت عمل نداشتم ، براى همين نذر كردم عمل را رايگان انجام دهم ، و عمل به موفقيت پايان يافت و بيمار از مرگ رهايى يافت .
پروردگار را سپاس مى گويم كه موفقيت را نصيب ما فرمود. سپس به دكتر گفتم : وقتى همه راهها به روى من بسته شد نذر كردم زيارت عاشورا را بخوانم ، و خداوند ما را يارى نمود، و با مشكلى رو به رو نشديم

در فضائل زيارت عاشورا:

فضائل زيارت عاشورا; بر حسب آنچه در فرمايش حضرت امام محمّد باقر (عليه السلام)و حضرت صادق (عليه السلام)در روايت علقمه و صفوان است ، بيست و دو امر است:
اوّل:  ثواب دوازده هزار حج.
دوم : ثواب هزار هزار جهاد .
سوّم:  ثواب دو هزار هزار عمره ; كه همه آنها را با حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)و ائمّه اطهار (عليهم السلام)بجا آورده باشد .
چهارم:  ثواب مصيبت هر پيامبرى از اوّلين تا آخرين .
پنجم :ثواب مصيبت هر رسولى .
ششم:  ثواب مصيبت هر وصيّى تا روز قيامت .
هقتم: ثواب مصيبت هر صدّيقى تا روز قيامت .
هشتم:  ثواب هر شهيدى تا روز قيامت .
نهم:  بلندى مقام او صد هزار هزار درجه .
دهم:  نوشته شدن هزار هزار حسنه .
يازدهم:  محو شدن هزار هزار گناه .
دوازدهم:  رسيدن به درجه شهداى با آنحضرت تا حدّى كه به هيئت آنها محشور شود ، و در مقامات آنها داخل شود .
سيزدهم:  ثواب زيارت هر پيامبرى.
چهاردهم:  ثواب زيارت هر رسولى .
پانزدهم:  ثواب زيارت هر كسيكه زيارت نموده است آنحضرت را از آن روزى كه شهيد شده اند .
شانزدهم:  جواب سلام از آنحضرت (عليه السلام) بجهت قبولى زيارت او .
هفدهم:  قضاء و بر آورده شدن حوائج هرقدر و هرچند بزرگ باشد .
هجدهم:  سرور قلب بر وجه دوام و هميشگى و روشنى چشم بواسطه رسيدن به آنچه طالب باشد .
نوزدهم:  فوز به بهشت .
بيستم:  سلامتى از آتش .
بيست و يكم:  قبول شدن شفاعت او براى هر كس كه از خويش و بيگانه ، گرچه مستحق آتش جهنّم باشند ، جز دشمنان اهلبيت (عليهم السلام).
بيست و دوّم:  ضمانت مؤكّده از حضرت صادق (عليه السلام) و از حضرت امام محمّد باقر (عليه السلام) و از حضرت امام زين العابدين (عليه السلام) و از حضرت ابى عبدالله (عليه السلام)و از حضرت مجتبى (عليه السلام)و از حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) و از حضرت رسول (صلى الله عليه وآله)و از جبرئيل (عليه السلام) و از حضرت احديّت جلّ شأنه در حقّ زائر به اين زيارت آنكه زيارت او مقبول و سعى او مشكور ، يعنى كه هيچ مانعى سبب ردّ آن نشود.

ترك نشدن زيارت عاشورا از امام خمينى

حجة الاسلام والمسلمين غيورى نقل مى كند كه :
زيارت عاشوراى امام خمينى ترك نمى شد. روز اول محرم در نوفل لوشاتو مصادف بود با اولين شبى كه مردم ايران در پشت بامها تكبير مى گفتند. همان شب شخصى از تهران تلفن زد و گفت گوشى را مى گذارم كنار پنجره تا صداى تكبير مردم را كه با گلوله مخلوط شده بود ضبط كرده به خدمت امام بردم . امام در داخل اتاق ، تسبيح به دست در حال ايستاده مشغول ذكر بودند و زيارت عاشورا مى خواندند. در حالى كه ما متوجه مسائل ماه محرم نبوديم ايشان در سرزمينى زيارت عاشورا را مى خواندند كه شايد براى اولين بار در آنجا خوانده مى شد.

بكوش تا خير دنيا و آخرت را درخواندن مستمرزيارت عاشورابه دست آورى كه اول صبح هر روز فضيلت خواندن آن مى باشد. در حالات شهيد محراب آيت اللّه اشرفى اصفهانی نقل شده است كه 60 سال مستمر هر صبح پس از نماز به قرائت آن مى پرداخته است . اگر هر روز نمى توانى برنامه اى تنظيم كن كه هفته اى سه بار آن را بخوانى . و بعدكه بدان عادت كردى كم كم آن را در روزهاى ديگر هم بخوان باشد تا ان شا اللّه باامام حسين عليه السلام محشور گردى .
در فضيلتزيارت عاشوراهمين بس كه از سنخ ساير زيارات نيست كه به ظاهر از انشاء و املاى معصومى باشد (هر چند كه از قلوب مطهرايشان چيزى جز آنچه از عالم بالا به آنجا برسد بيرون نيايد) بلكه از سنخ احاديث قدسيه است كه به همين ترتيب اززيارتو لعن و سلام و دعا ازحضرت احديت به جبرئيل امين و از او به خاتم النبيين رسيده و به حسب تجربه ، مداومتآن در چهل روز يا كمتر، در بر آورده شدن حاجات و نيل به مقاصد و دفع دشمنان بى نظيراست.

صفوان مى گويد امام صادق عليه السلام به من فرمود: مواظب باش بر اينزيارت(عاشورا) پس به درستى كه من ضامن قبولىزيارتكسى هستم كه از دور و نزديك اينزيارترا بخواند و سعى اومشكور باشد و سلام او به آن حضرت برسد و محجوب نماند و حاجت او از طرف خدا بر آورده و به هر چه كه خواهد برسد و خدا او را نوميد بر نگرداند.
اى صفوان ! اينزيارترا به اين ضمان يافتم از پدرم و او از پدرش ... و او از اميرالمؤ منين و او از رسول خدا و او از جبرئيل واو از خداى تعالى نقل نمودند كه خداوند عزوجل به ذات مقدس خود قسم فرموده كه هر كس حسين عليه السلام را به اينزيارتاز دور و نزديكزيارتكند،زيارتاو را قبول مى كنم وخواهش او را مى پذيرم ، به هر قدر كه باشد و خواسته او را بر مى آورم پس ، از حضورمن نوميد بر نمى گردد و او را با چشم روشن و حاجت بر آورده شده و فوز جنت و آزادىاز دوزخ بر مى گردانم و شفاعت او را در حق هر كس كه شفاعت كند مى پذيرم . (جز درمورد دشمن ما اهل بيت)

اهميت زيارت عاشورا

علت اهميت زيارت عاشورا و فوايد آن چيست؟
درباره زيارت حضرت سيدالشهدا روايات فراوانى وجود دارد(1) و در خصوص زيارت عاشوراى معروف، احاديث متعددى از امام باقر و امام صادق عليهما‏السلام نقل شده است.(2) امام باقر عليه‏السلام اين زيارت را به يكى از اصحابش به نام «علقمة بن محمد حضرى» آموزش داده است.
از آن جا كه زيارت، نوعى اعلام موضع و مشخص كردن خط فكرى است و آثار سازنده عجيبى دارد، آن چه به عنوان متن زيارتى خوانده مى‏شود، از نظر محتوا و جهت‏دهى، از حساسيتى ويژه برخورداراست. به همين جهت، ائمه عليهم‏السلام با آموختن نحوه زيارت به ياران خود، به اين عمل سازنده جهت و غناى بيشترى بخشيده‏اند؛ به گونه‏اى كه زيارت‏نامه‏هاى رسيده از معصومان عليهم‏السلام - مانند زيارت جامعه كبيره، عاشورا، آل ياسين و ناحيه مقدسه - گنجينه‏اى از تعاليم و آموزش‏هاى عالى آنان است.
زيارت عاشورا - كه از تعاليم امام باقر عليه‏السلام است - به سبب آثار سازنده فردى و اجتماعى و بيان مواضع فكرى و عقيدتى شيعه و نشانه گرفتن خط انحراف، اهميت ويژه‏اى دارد. شمارى از دستاوردهاى اين زيارت عبارت است از:
1- ايجاد پيوند معنوى با خاندان عصمت و تشديد علاقه و محبت به آنان
اين محبت موجب مى‏شود كه زائر، آن بزرگان را الگوى خويش سازد و در جهت همسويى فكرى و عملى با آنان بكوشد؛ همچنان كه در قسمتى از زيارت، از خدا مى‏خواهد كه زندگى و مرگش را يك‏سره همانند آنان قرار دهد؛«اللهم اجعل محياى محيا محمد و آل محمد و مماتى ممات محمد و آل محمد.»
از آن جا كه اين محبت به خاطر خداوند است - و خاندان عصمت از آن جهت كه‏ الهى و منسوب به اويند، محبوب واقع شده‏اند - مايه تقّرب به خداوند است. در قسمتى از اين زيارت چنين مى‏خوانيم:«اللهم انى اتقرب اليك بالموالاة لنبيك و آل نبيك» .
2- پيدايش روحيه ظلم ستيزى در زائر
تكرار لعن و نفرين بر ستمگران در اين زيارت، موجب پيدايش روحيه ظلم‏ستيزى در زائر مى‏شود. او با اعلام برائت و نفرت از ستمگران و ابراز محبت به پيروان حق و دوستان خاندان عصمت، پايه‏هاى ايمان دينى خود را مستحكم مى‏كند. مگر ايمان چيزى جز حب و بغض در راه خداست؛ «هل الايمان الاّ الحب و البغض»؟ مومن واقعى در برابر ستم، بى‏موضع نيست؛ از ستمگر، نفرت و انزجار آشكارى دارد و با مظلوم و جبهه حق، اعلام همراهى مى‏كند؛«يا ابا عبدالله! انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم» .
3- دورى جستن از خط انحراف
در اين زيارت، ريشه‏هاى ظلم هدف قرار مى‏گيرد؛ «فلعن الله امةً اسّست اساس الظلم و الجور عليكم اهل البيت و لعن الله امة دفعتكم عن مقامكم و ازالتكم عن مراتبكم التى رتّبكم الله فيها». ستمى كه در عاشورا تحقق يافت، در قلب تاريخ ستم، ريشه دارد. اين ظلم، يك حلقه از حلقه‏هاى ستمى است كه با انحراف مسير اصيل خلافت آغاز شد.
4- الهام گرفتن، درس آموختن و الگو قرار دادن اسوه‏هاى هدايت
در اين زيارت آمده است: «فاسئل الله الذى اكرمنى بمعرفتكم و معرفة اوليائكم و رزقنى البرائة من اعدائكم، ان يجعلنى معكم فى الدنيا و الآخرة و ان يثبّت لى عندكم قدم صدق فى الدنيا و الاخرة.» زائر پس از آن كه به حق معرفت پيدا كرد و ستم و ستمگر را شناخت و از آنان دورى جست، با ثبات قدم در مكتب خاندان عصمت و پيروى عملى از آنان، خود را در مسير سعادت دنيا و آخرت قرار مى‏دهد؛ يعنى، اسوه‏ها و الگوهاى هدايت را - كه از سوى خداوند منصوب شده‏اند - سرمشق خود قرار مى‏دهد و همگامى با آنان را مى‏طلبد.
5- ترويج روحيه شهادت‏طلبى و ايثار و فداكارى در راه خدا.
6- احياى مكتب و راه و هدف خاندان عصمت.

درباره زيارت  عاشورا سؤالات متعددى مطرح شده که در اينجا نظر شما را به پاسخ پنج‏سؤال زير جلب مى‏کنيم:

1 - س: آيا زيارت عاشورا حديث قدسى است؟

ج: زيارت عاشورا از دو طريق نقل شده است:

 1 - از طريق امام باقر (ع) که آن را علقمة بن محمد حضرمى و محمد بن اسماعيل از صالح بن عقبه، و او از مالک جهنى از امام باقر (ع) نقل کرده‏اند .

2 - از طريق امام صادق (ع) که آن را صفوان بن مهران جمال (از اصحاب نيک امام صادق و امام کاظم عليهما السلام) نقل کرده‏اند . از اين طريق دوم استفاده مى‏شود که زيارت عاشورا، حديث قدسى است . زيرا در اين حديث آمده سيف بن عميره مى‏گويد: صفوان گفت امام صادق (ع) فرمود: «همواره اين زيارت (عاشورا) و دعايش را بخوان، که من بر کسى که اين زيارت و دعايش را از دور و نزديک مى‏خواند ضامنم که زيارتش قبول گردد، و سعيش مورد تقدير خداوند شود، و سلام او به امام حسين (ع) برسد، و حاجتش - هر گونه و هر قدر باشد - از سوى خداوند برآورده گردد . » آنگاه امام صادق (ع) به من فرمود: « من! اين زيارت را با همين ضمانت (قبولى و تقدير الهى و وصول سلام) از پدرم، و پدرم امام سجاد (ع) با همين ضمانت از امام حسين (ع) و حسين (ع) با همين ضمانت از برادرش حسن (ع) و حسن (ع) ضمانت از پدرش اميرمؤمنان على (ع) و اميرمؤمنان با همين ضمانت از رسول خدا (ص) و رسول خدا (ص) با همين ضمانت از جبرئيل، و او با همين ضمانت از خداوند متعال نقل کردند .»  بنابراين مطابق اين نقل، زيارت عاشورا حديث قدسى است، يعنى با سلسله مراتب از ذات پاک خدا نقل شده است .

2 - س: زيارت عاشورا را چگونه بايد خواند؟

ج: چگونگى خواندن زيارت عاشورا از نظر مقدمات و قسمت‏هاى ديگر، که در فرازى از حديث علقمه از امام باقر (ع) و صفوان از امام صادق (ع) آمده، بر اثر ابهام و اجمال باعث اختلاف نظرشده، تا آنجا که علامه مجلسى (ره) شش وجه و قول را احتمال داده  که اينجا جاى بيان آن نيست، و همين مطلب باعث اختلاف نظر بين علما و بزرگان تا عصر حاضر گشته است .

خلاصه قول انتخابى علامه مجلسى به عنوان قول اظهر اين است که زيارت عاشورا خوانده شود، و در آخر آن سجده را بجا آورد، و بعد از سجده، دو رکعت نماز بخواند . 

و در کتاب مفاتيح الجنان محدث قمى، و مصابيح الجنان علامه کاشانى نيز همان متن حديث که مبهم است نقل شده بهتر اين است که در اين قسمت، مطلب را با بيان نظريه دو عالم و فقيه بزرگ، که تکميل کننده پاسخ سؤال دوم است‏به پایان برسانیم: علامه محمد على طهرانى در حاشیه یک مفاتیح قدیم که نزدنگارنده موجود است، پس از ذکر مطلبى از طریقه مرحوم آیت الله سید محمد کاظم یزدى صاحب عروة‏الوثقى (ره) مى‏نویسد:

«این عاصى خودم از آیت الله العظمى حاج شیخ عبدالکریم حائرى (مؤسس حوزه علمیه قم، متوفى 1355 ه . ق) شنیدم که طریقه انتخابى خود در مورد خواندن زیارت عاشورا را چنین نقل کرد، و مى‏فرمود: طریقه میرزاى شیرازى بزرگ (مرحوم آیة‏الله العظمى میرزا محمد حسن شیرازى متوفى 1312 ه . ق) نیز چنین بود، و آن این که: آنان که از راه دور از کربلا مى‏خواهند این زیارت را بخوانند، به مکان بلند بروند، ابتدا سلام مختصرى با توجه به ناحیه کربلا به امام حسین (ع) کنند و سپس به لعن بسیار شدید به قاتلان و دشمنان آن حضرت بپردازند، آنگاه دو رکعت نماز بگذارند، سپس زیارت عاشورا را بخوانند، و سرانجام پس از سجده پایانى زیارت، دو رکعت نماز بخوانند .»

همین طریقه دو فقیه و مرجع بزرگ (میرزاى شیرازى و حاج شیخ عبدالکریم حائرى) که دو مرجع عادل وبسیار عمیق بودند براى ما حجت و کافى است . اما در مورد چگونگى صد سلام و صد لعن، درباره آن نیز طریقه آسان نقل شده است، از جمله از امام هادى (ع) نقل شده فرمود: «; کسى که در زیارت عاشورا، در فراز لعن، یک بار آن را کامل بخواند (اللهم العن اول ظالم ظلم . .). سپس 99 بار بگوید اللهم العنهم جمیعا، مانند آن است که همه این فراز لعن را صد بار گفته است، همچنین اگر یک بار فراز سلام را تا آخر به طور کامل بخواند، سپس 99 بار بگوید: «السلام على الحسین، و على على بن الحسین و على اولاد الحسین و على اصحاب الحسین‏» مانند آن است که همه فراز سلام را به طور کامل خوانده است . (7)

البته در معنى این حدیث، احتمالات دیگرى نیز هست، ولى این احتمال را بیشتر علماء پسندیده‏اند .

بسیارى از علما نیز خواندن کامل یک بار، سپس ذکر و تسعا و تسعین را به قصد رجاء، کافى دانسته‏اند .

3 - س: ماهیت زیارت عاشورا چیست؟

ج: زیارت عاشورا در حقیقت‏یک حماسه سیاسى تاریخى و شعور و شعار انقلابى نهضت عظیم و همیشه زنده عاشوراى خونین امام حسین (ع) وشهیدان کربلا و برقرار کردن پیوند محکم با آرمان این نهضت، و آفرینندگان این نهضت و شناخت و پى‏گیرى اهداف آن است، مساله ولایت و تولى، و مقابل آن تبرى و بیزارى از دشمنان و طاغوتیان از ارکان درس‏هاى زیارت عاشورا است، درس دیگر آن، رابطه با امام عصر (ع) و مساله انتظار حقیقى او براى انتقام از یزیدیان پلید هر عصر و زمان است، کوتاه سخن آن که: زیارت عاشورا تبلور نهضت‏حسینى، و نهضت‏ساز در تمام زمان‏ها و مکان‏ها است، کارخانه قهرمان سازى و ایثار و مقاومت تا انقلاب جهانى حضرت مهدى (عج) است، و زمینه‏سازى عمیق و وسیع براى ظهور او، و یادواره مقدس و سازنده براى فردا و فرداها است، زیارت عاشورا به ما مى‏گوید: اگر عاشورا نبود، حسین و زینب نبود، ما از نعمت وجود رادمردانى انقلابى و بزرگ در طول تاریخ اسلام محروم بودیم، و انقلاب عظیم اسلامى به رهبرى آیت‏بزرگ الهى امام خمینى پدیدار نمى‏شد . زیارت عاشورا تنها براى حصول حاجت و عطیه مادى نیست، که عده‏اى کرارا آن را به همین عنوان بخوانند و از روح و محتواى حماسى آن کورکورانه بگذرند، بلکه با خواندن آن باید سعى کرد که به اوج معنویت رسید، و خود را براى سربازى آماده در رکاب امام زمان (عج) آموزش داد، در یک کلام زیارت عاشورا یعنى تجدید بیعت مکرر با امام حسین (ع) و شهیدان کربلا، و وصول به همان حالت استوارى که در سجده آخر زیارت عاشورا مى‏خوانیم: «و ثبت لی قدم صدق عندک مع الحسین و اصحاب الحسین الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام; و مرا در سخن و اعتقاد و عمل نسبت‏به [امام] حسین (ع) ثابت قدم بدار، و هم چنین مرا نسبت‏به یاران حسین (ع) همان کسانى که خون خویش را در رکاب حسین (ع) و براى حسین (ع) (که سلام بر او باد) بذل نمودند، استوار ساز . »

آخرین سخن این که در زیارت عاشورا این درس بزرگ را مى‏آموزیم که از خدا بخواهیم که شیوه زندگى و مرگ ما را همانند شیوه زندگى و مرگ محمد (ص) و آلش قرار دهد، و خداوند به خاطر حسین (ع) ما را در دنیا و آخرت آبرومند فرماید .

4 - س: لعن بر همه بنى‏امیه چرا؟

در فرازى از زیارت عاشورا مى‏خوانیم: «و لعن الله بنى امیة قاطبة; و خدا همه افراد بنى‏امیه را لعنت کند» سؤال این است که بعضى از بنى‏امیه شیعه بودند  و بعضى مانند معاویة بن یزید (معروف به معاویه صغیر) خود را از خلافت‏خلع کرده و اظهار پشیمانى مى‏نمود و بعضى مانند عمر بن عبدالعزیز (هشتمین خلیفه اموى) نسبت‏به آل‏محمد (ص) محبت فراوان کرد و بخشى از حق آنها را ادا نمود و . . . پس چرا همه بنى‏امیه مورد لعن قرار گرفته‏اند؟

ج: بعضى از علما در پاسخ به این سؤال، وجوهى را ذکر نموده که اکثر آنها قانع کننده نیست، و خود آن را ناصحیح دانسته‏اند، ولى در این میان علامه میرزا ابوالفضل تهرانى صاحب شفاء الصدور (در شرح زیارت عاشورا) یک وجه را پسندیده و آن این که: منظور از بنى‏امیه در زیارت عاشورا که مورد لعن قرار گرفته‏اند آنها هستند که در غصب خلافت و اطفاء نور خدا و دشمنى با آل محمد (ص) به عنوانى دست داشتند یا راضى بودند، که در آن عصر اکثریت آنها چنین بودند، بنابراین مانعى ندارد که اندکى از آنها از عمومیت لعن استثناء شده باشند . از این رو شیعیان از بنى‏امیه، و معاویة اصغر، از عمومیت لعن، مستثنى هستند، ولى عمر بن عبدالعزیز نظر به این که از خلافت که حق مسلم آل محمد (ص) بود، دست نکشید، و تا آخر عمر آن را غصب نمود، دلیلى ندارد که از شمول لعن، استثنا شود .

5 - س: با این که حمد و سپاس در برابر نعمت‏ها است، و با توجه به این که مصائب جان سوز اهل بیت رسول خدا (ص) در کربلا، بلاى خانمان‏سوز بود، چرا در ذکر سجده زیارت عاشورا که در قسمت آخر آن واقع شده گفته مى‏شود: «اللهم لک الحمد حمد الشاکرین لک على مصابهم، الحمد لله على عظیم رذیتی; پروردگارا بر تو سپاس باد آن هم همچون سپاس گزارانى که براى مصائب شهیدان کربلا به سپاس و شکر تو پرداخته‏اند .»

ج: گاهى بعضى از مصائب، بزرگترین نعمت است، مانند مصایب جان سوز و ظاهرى کربلا و عاشورا، نعمت معنوى، انقلابى و فکرى بزرگ و ماندگارى است که همواره موجب سازندگى، بالندگى، نورافشانى و تربیت نفوس، و انسان سازى است، و فریاد همیشگى عدالت‏براى واژگونى ظلم و ستم و نابودى طاغوت و طاغوتیان است . پس در برابر آن باید نهایت‏شکر را نمود . اصولا مصائب گرچه تلخ و ناملایم و رنج‏آور است، ولى قهرمانان و رادمردان خدا در دل مصایب برمى‏خیزند، همچون موسى، ابراهیم، عیسى و پیامبر اسلام محمد (ص) که در میان شدیدترین رنج‏ها قد علم کردند و پرچم حق را برافراشتند، بنابراین از رخدادهاى جان سوز باید حسن استفاده کرد، و خود را آب دیده نمود، و آن را تبدیل به نعمت‏ساخت، و به خاطر آن سپاس‏گزارى نمود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 18:51  توسط نوید  | 

قیام عاشورا

فلسفه قیام عاشورا چیست؟

همان گونه که یادآور شدیم قیام عاشورا فلسفه وعلل وعوامل خاصی دارد به عبارت دیگر در نهضت عاشورا عوامل متعددی دخالت داشته اند واین امر موجب شده است این حادثه به ظاهر کوتاه تاریخی، از نظر تجزیه وتحلیل و تفسیر وکشف علل وعوامل و فلسفه آن، بسیار پیچیده باشد.
در قیام ونهضت عاشورا بیعت خواستن ازامام و امتناع آن حضرت از بیعت مؤثر بوده است.دعوت مردم کوفه و پذیرش دعوت آنان عامل دیگر پیدایش و وقوع این حادثه است. عامل دیگری که در وقوع حادثه بی نظیر تاریخ بشریت نقش داشته است . روحیه انقلابی و اصلاحگری امام است . حتی اگر یزید از امام درخواست بیعت نکرده بود ومردم کوفه از حضرت دعوت نکرده بودند باز هم امام حسین یک انقلابی اصلاحگر بود که از دستگاه حاکمه انتقاد می کرد و در برابر ظلم وجور وتعدی وانحراف اسلام سکوت نمی کرد.
پاره ای ازتصمیمات امام براساس امتناع از بیعت بوده است مثل خروج از مدینه در زمان خاص، بلافاصله پس از درخواست بیعت، پاره ای از تصمیمات امام براساس دعوت مردم کوفه بوده است. مثل اعزام حضرت مسلم به کوفه وترک مکه به سوی کوفه.
عامل سوم امربه معروف ونهی ازمنکر بود. امام در وصیت نامه خودش پس از شهادت به وحدانیت خدا وپیامبر(ص) می‌فرماید : "من جاه طلب وطالب مقام و ثروت نیستم. مفسد واخلال گر و ظالم وستمگر نیز نیستم بلکه یک انسـان مصلــح و اصلاحگر هستم که می خواهم امت جدم را اصلاح کنم...
امام یک اصلاحگر است و می خواهد امت رسول الله را به سیره نبوی وعلوی بازگرداند ولی از وسایل ارتباطی به معنای امروزی محروم است. لذا باید یک حرکت خارق العاده که دنیا وعالم راتکان دهد وبه تحقیق وتعمق وادارد وجامعه با اتکا به آن حرکت راه خویش را بازیابد. شهادت امام،‌دنیای اسلام را تکان داد. افراد و گروههایی مثل مردم مدینه قیام کردند وتلاش کردند خطای خود را جبران کنند هر چند ثمره ملموسی نداشت ولی خود آنها باعث خیزش وجوشش بعدی شد وموجب روشنگری وآگاهی عمومی گردید.
اگر امام زنان را با خودش به همراه می برد برای این است که بلافاصله پس از شهادت در بازار کوفه و شام و دربار عبیدالله و یزید پیام رسانی نهضت کربلا آغاز گردد وراه امام استمرار یابد. اگر جوانانش را با خودش می برد برای این است که متهم نشود مردم را می خواهد به کشتن بدهد، بلکه اولین فدایی راه او فرزند رشیدش علی اکبر است و...
از جمله کتب بسیار مفید و ذی قیمتی که درباره تحلیل واقعه عاشورا نگاشته شده است می توان حماسه حسینی استاد شهید مرتضی مطهری در سه جلد، درسی که حسین بن علی (به انسانها آموخت. شهید هاشمی نژاد حسین بن علی)را بهتر بشناسیم آیت ا...یزدی آذرخشی دیگر از آسمان کربلا ـ آیت ا...مصباح یزدی را نام برد. توفیق روز افزون شما را در فراگیری هر چه بیشتر فرهنگ عاشورا وعاشورایی شدن از درگاه حضرت حق مسألت می نماییم. ما را نیز از دعای خویش محروم نسازید.

آیا امام حسین (ع) می دانست شهید می شود ؟ اگر چنین است ، چرا با پای خویش به سوی قتلگاه رفت ؟

 

بر اساس احادیث و روایات شیعی ، امامان (ع) از علم غیب موهبتی از سوی خداوند بهره مندند . خداوند متعال می فرمایند : ( عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الا من ارتضی من رسول) جن 72

این آیه نشان می دهد که علم غیب اختصاص به خداوند دارد و کسی جز خدا آن را نمی داند . اما ممکن است پیامبر با رضایت پروردگار متعال ، بداند و نیز ممکن است دیگر انسان ها از سوی خدا و یا به تعلیم پیامبران ، از آن اگاهی یابند .

علامه طباطبائی (ره) - صاحب تفسیر المیزان- در این باره می گوید : " سید الشهدا (ع) - به عقیده شیعه امامیه - سومین جانشین از جانشینان پیامبر اکرم (ص) و صاحبه ولایت کلیه می باشد . علم امام (ع) به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع - طبق آنچه از ادله نقلیه و براهین عقلیه بر می آید - دو قسم است :

قسم اول : امام (ع) در هر شرایطی - به اذن خداوندی - به حقایق جهان هستی آگاه است ، اعم از آنها که تحت حس قرار دارند یا آنها که از دایره حس بیرون می باشند ؛ مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده .

قسم دوم : علم عادی است که پیامبر (ص) و نیز امام (ع) مانند سایر افراد ، در مجرای اختیار و بر اساس علم عادی است و آنچه را شایسته می بیند ، انجام می دهد

باید توجه کرد که علم قطعی امام به حوادث تغییر ناپذیر ، مستلزم جبر نیست ؛ همان طور که علم خداوند به افعال انسان ، مستلزم جبر نیست ؛ چرا که مشیت خداوندی به افعال اختیاری انسانی ، از راه اراده و اختیار تعلق گرفته است ؛ یعنی ، خداوند علم دارد که انسان با اختیار و اراده خود کدام کارها را انجام می دهد .

درباره امام حسین (ع) نیز می دانیم و به نقل متواتر ثابت است که رسول اکرم (ص) و امام علی (ع) از شهادت سید الشهدا (ع) خبر داده بودند و این اخبار در معتبرترین کتاب های تاریخ و حدیث ضبط شده است . صحابه ، همسران ، خویشاوندان و نزدیکان پیغمبر (ع) این اخبار را بلاواسطه و یا با واسطه شنیده بودند .

همچنین وقتی امام حسین (ع) عازم هجرت از مدینه به مکه معظمه شد و هنگامی که در مکه تصمیم به سفر عراق گرفت ؛ اعیان و رجال اسلام در بیم و تشویش افتاده و سخت نگران شدند .

هم به ملاحظه اینکه به طور یقین می دانستند بر طبق اخبار پیغمبر (ص) شهادت در انتظار حسین (ع) است و هم به ملاحظه اوضاع روز و استیلای بنی امیه بر جهان اسلام و رعب و هراسی که از ظلم و ستم شان در دل ها افتاده و خفقانی که قلوب مسلمین را فرا گرفته بود ؛ از اینکه بتوان با حکومت ستمکار بنی امیه به مبارزه برخاست ، مأیوس و ناامید بودند و هم با امتحاناتی که مردم کوفه در عصر حضرت امیرالمومنین (ع) و امام حسن (ع) داده بودند ، روشن بود که امام حسین (ع) به سوی مرگ و شهادت سفر می کند و احتمال اینکه جریان به طور دیگر خاتمه یابد ، بسیار ضعیف بود .

امام حسین (ع) به طور مکرر از قتل خود خبر می داد ؛ اما از خلع یزید و تصرف ممالک اسلامی و تشکیل حکومت به کسی خبر نداد ؛ هر چند همه را موظف و مکلف می دانست که با آن حضرت همکاری کنند و از بیعت با یزید و اطاعت او امتناع ورزند و بر ضد او شورش و انقلاب بر پا نمایند . البته آن حضرت می دانست که چنین قیامی بر پا نخواهد شد و خودش با جمعی قلیل باید قیام کنند و کشته شوند . از این رو شهادت خود را به مردم اعلام می کرد . گاهی در پاسخ کسانی که از آن حضرت می خواستند سفر نکند و به عراق نرود می فرمود : " من رسول خدا را در خواب دیدم و در آن خواب به کاری مامور شدم که اگر آن کار را انجام دهم سزاوار تر است ."

در کشف الغمه از حضرت زین العابدین نقل شده که فرمود : " به هر منزلی فرود آمدیم و بار بستیم، پدرم از شهادت یحیی بن زکریا سخن می گفت و از آن جمله روزی فرمود : از خواری دنیا نزد باری تعالی این است که سر مطهر یحیی را بریدند و به هدیه نزد زن زانیه ای از بنی اسرائیل بردند ".

بنابر آنچه گفته شد مدارک و مصادر معتبر تاریخی دلالت دارند که امام حسین (ع) از شهادت خود و به دست نیامدن پیروزی نظامی ، علم و آگاهی داشت و قیام آن حضرت ، اعلان بطلان حکومت یزید ، احیای دین ، رفع شبهات و انحرافات فکری و نجات اسلام از ضربات کشنده حکومت یزید بود . هنر امام حسین (ع) در این بود که "حقانیت" خود را با پاسخ به دعوت کوفیان ، با تدبیر و "عقلانیت " پیش برد ؛ به گونه ای که بر همگان اتمام حجت شد و نهضت خود را با " مظلومیت " آمیخته کرد تا چهره ظالمان هر چه منفورتر در طول تاریخ باقی بماند و قابل محو شدن و کم رنگ تر شدن نباشد . لذا این رنگ الهی تنها با " شهادت و اسارت " جاودانه ماند .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 18:50  توسط نوید  | 

عزاداری بر امام حسین(ع)

فلسفه عزاداری بر اهل بیت (ع) و فواید آن چیست ؟

 

فلسفه و حکمت عزاداری را می توان در امور ذیل ، رهیابی کرد :

الف . محبت و دوستی : قرآن و روایات ، دوستی خاندان رسول اکرم (ص) و اهل بیت (ع) را بر مسلمانان واجب کرده است . روشن است که دوستی لوازمی دارد و محب صادق ، کسی است که شرط دوستی را - چنان که باید و شاید - به جا آورد . یکی از مهم ترین لوازم دوستی ، هم دردی و هم دلی با دوستان در مواقع سوگ یا شادی آنان است ؛ از این رو در احادیث ، بر پایی جشن و سرور در ایام شادی اهل بیت (ع) و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان ، تاکید فراوان شده است . حضرت علی (ع) در روایتی می فرماید : " شعیه و پیروان ما در شادی و حزن ما شریکند " . امام صادق (ع) نیز فرمودند : " شیعیان ما پاره ای از خود ما بوده و از زیادی گل ما حلق شده اند ؛ آنچه که ما را بد حال یا خوشحال می سازد ، آنان را بدحال و خوشحال می گرداند . "

جز این وظیفه عقلانی و شرعی ، ایجاب می کند که در ایام عزاداری اهل بیت (ع) حزن و اندوه خود را به " زبان حال " ؛ یعنی ، با اشک ، آه و ناله و زاری ، از نظر خوراک ، با کم خوردن و کم آشامیدن مانند افراد غم زده و از نظر پوشاک ، با پوشیدن لباسی که از حیث جنس و رنگ و نحو پوشش در عرف ، حکایت گر اندوه و ناراحتی است ، آشکار سازیم .

ب . انسان سازی : از آنجا که در فرهنگ شیعی ، عزاداری باید از سر معرفت و آرمان های آنان بوده و بدین شکل ، آدمی را به سمت الگو گیری و الگو پذیری از آنان سوق می دهد .

فردی که با معرفت در مجالس عزاداری ، شرکت می کند ؛ شعور و شور ، شناخت و عاطفه را در هم می آمیزد و در پرتو آن ، انگیزه ای قوی در او پدیدار گشته و هنگام خروج از مراسم عزاداری ، مانند محبی می شود که فعال و شتابان ، به دنبال پیاده کردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است .

ج . جامعه سازی : هنگامی که مجلس عزاداری ، موجب انسان سازی گشت ؛ تغییر درونی انسان به عرصه جامعه نیز کشیده می شود و آدمی می کوشد تا آرمان های اهل بیت (ع) را در جامعه حکم فرما کند .

به بیان دیگر ، عزاداری بر اهل بیت (ع) ؛ در واقع با یک واسطه زمینه را برای حفظ آرمان های آنان و پیاده کردن آنها فراهم می سازد . به همین دلیلی می توان گفت : یکی از حکمت های عزاداری ، ساختن جامعه بر اساس الگوی ارائه شده از سوی اسلام است .

د . انتقال دهنده فرهنگ شیعی به نسل بعد : کسی نمی تواند منکر این حقیقت شود که نسل جدید در سنین کودکی ، در مجالس عزاداری با فرهنگ اهل بیت (ع) آشنا می شوند . به راستی عزاداری و مجالس تعزیه ، یکی از عناصر و عوامل برجسته ای است تا آموزه های نظری و عملی امامان راستین ، به نسل های آینده منتقل شود .

مراسم عزاداری ، به دلیل قالب و محتوا ، بهترین راه برای تعلیم و تربیت نسل جدید و آشنایی آنان با گفتار و کردار اهل بیت (ع) است .

فلسفه و حکمت عزاداری بر امام حسین (ع) چیست ؟

مساله انسان سازی ، جامعه سازی و انتقال فرهنگ شیعی به نسل بعد در مجالس امام حسین (ع) قوی تر نیز می باشد؛ زیرا ماهیت قیام امام حسین (ع) و نیز آموزه های تربیتی، سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی عاشورا ، در تعالی و بالندگی انسان و جامعه چشم گیر بوده و عناصر رویداد کربلا ، مولفه های اساسی و اصلی را در ترسیم فرهنگ شیعی رقم زده است که توسط مراسم سوگواری به نسل بعد منتقل می شود

با توجه به بیانات ، سخنان و شعارهای عاشورا ، می توان عناصر انسان ساز ، جامعه ساز و فرهنگ ساز را ملاحظه کرد ؛ مواردی چون :

عبادت ، ایثار ، شجاعت ، توکل ، صبر ، امر به معروف و نهی از منکر ، نابودی اسلام در شرایط سلطه یزیدیان ، حرمت بیعت با کسی چون یزید ، شرافت مرگ سرخ بر زندگی ذلت بار ، اندک بودن انسان های راستین در صحنه امتحان ، لزوم شهادت طلبی در عصر حاکمیت باطل ، زینت بودن شهادت برای انسان ، تکلیف مبارزه با سلطه جور و طغیان ، اوصاف پیشوای حق ، تسلیم و رضا در برابر خواسته خدا ، همراهی شهادت طلبان در مبارزات حق جویانه ، حرمت ذلت پذیری برای آزادگان و فرزانگان مومن ، پل بودن مرگ برای عبور به بهشت برین ، آزادگی و جوانمردی ، یاری خواهی از همه و همیشه در راه احقاق حق .

درس آزادی به دنیا دارد رفتار حسین                بذر همت در جان افشاند ، افکار حسین

گر نداری دین به عالم، لااقل آزاده باش               این کلام نغز می باشد ز گفتار حسین

مرگ با عزت ز عیش در مذلت بهتر است           نغمه ای می باشد از لعل دربار حسین

در عین حال موارد ذیل علاوه بر موارد پیش گرفته ، می توانند حکمت عزاداری بر امام حسین را تبیین کنند :

1- نوعی اعتراض به ظالمان زمان و حمایت از مظلومان جهان ؛

2- عامل تقویت حس عدالت خواهی و انتقام جویی از ستمگران ؛

3- زمینه ساز اجتماع شیعیان جهت پیروی و دفاع از حق ؛

چرا در فرهنگ شیعه ، همیشه حزن ، اندوه و عزاداری حاکم است ؟ 

یکم . البته در فرهنگ شیعه اعیاد بزرگی وجود دارد مانند روز تولد چهارده معصوم ، عید سعید غدیر خم ، عید قربان ، عید فطر ، مبعث و ... همه روزهای شادمانی و سرور است .

دوم . اگر ملتزمان به فرهنگ شیعی ، سرور و شادمانی خود را به صورت عزاداری علنی نمی کنند ، اشکال از فرهنگ نیست ؛ بلکه پیروان فرهنگ ، این کوتاهی را کرده اند .

سوم . در فرهنگ اسلامی به همان اندازه که به سوگواری بر اهل بیت (ع) تاکید شده است ، به سرور و شادمانی نیز توصیه شده است و حتی در کلمات و جملات گوناگونی ، به شادمان کردن دیگران امر شده است . رسول خدا (ص)   به شادمان کردن فرزندان یتیم مومن ، کودکان و مومنان دستور داده اند . آن حضرت در حدیث زیبایی فرموده اند : " کسی که مومنی را شادمان کند ، مرا شادمان کرده است و هر که مرا شادمان کند ، خداوند را شاد کرده است "

چهارم ، یکی از دلایل غائب بودن عزاداری بر سرور و شادمانی در فرهنگ شیعی ، ظلمی است که به اهل بیت (ع) رفته است ، ظلمی که نمی توان در تاریخ ، برابری برای آن پیدا نمود . از این رو ، بدیهی است که در حد ظلم عظیمی که بر امامان معصوم رفته است ؛ یاد کرد مظلومیت آنان در قالب سوگواری ، مرثیه و روضه خوانی گسترده تر از شادمانی باشد و در این میان از آنجا که ظلمی که به سیدالشهدا (ع) شده ، از ظلم های دیگر به امامان (ع) برتر و عمیق تر بود ، ذکر مصایب آن حضرت بیشتر و فراگیرتر است .

چرا عزاداری سایر امامان (ع) مانند عزاداری امام حسین (ع) نیست ؟ 

این به دلیل گستردگی کمی و کیفی واقعه عاشوراست . وضعیت خاص جهان اسلام و مسلمانان ، حالات حاکمان مسلمان و ظلم های فراوان آنان ، در بند کشیده شدن انسانیت و آزادی ، تحقیر امت اسلامی ، سلب امنیت ، تشدید ظلم علیه شیعیا ، فراموشی آموزه هایی چون امر به معروف و نهی از منکر ، شیوع بدعت ها و ورود آنها به دین ، اخلال در وحدت مسلمانان ، فراموشی اخلاق اسلامی و انسانی و ... از یک سو و موقعیت ویژه اباعبدالله (ع) از جهت مظلومیت و تنهایی ، کیفیت برخورد مسلمانان به ظاهر دوست با حضرت ، نوع جنگ و برخورد فیزیکی با آن حضرت و اصحاب و اهل و عیالش   ، آموزه ها و درس های تربیتی ، اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و دینی و به خصوص امام حسین (ع) از سوی دیگر ؛ همه و همه شکل خاصی به این حادثه داده است که ابعاد گوناگون ، پیچیده و ژرف آن ، موضوعات و مسائل فراوانی را برای تحقیق و پژوهش فرا روی محققان قرار داده است و این با توجه به وجود هزاران کتابی است که تا کنون در زمینه این رویداد ، به نگارش در آمده است . حضرت رسول (ص) امام علی (ع) ، حضرت زهرا (س) ، امام حسن مجتبی (ع) و معصومان پس از اباعبدالله (ع) ؛ به دلیل همین ویژگی های خاص و منحصر به فرد قصه کربلا ، این همه برای احیای یادکرد آن در قالب عزاداری تاکید فرموده اند .

به هر روی نفس حوادث عاشورا و ابعاد گوناگون آن ، آن را واقعه ای بی نظیر در تاریخ ساخته است ؛ چنان که امام صادق (ع) فرمود : " لا یوم کیومک یا ابا عبدالله " و روشن است که نکوداشت هر واقعه ای ، به گستردگی آن بستگی دارد و چون حادثه عاشورا چنین است ، عزاداری آن نیز کماً و کیفاً با عزاداری برای واقعه های دیگر قابل مقایسه نیست .

 

وجود روایاتی که ثواب عزاداری برای امام حسین (ع) را بی حد و مرز ذکر می کند تا چه اندازه صحیح است ؟

 

عزاداری برای سالار شهیدان ، آقا ابا عبدالله الحسین (ع) از بزرگترین اسباب تقرب به خداوند و دارای اجر و ثواب فراوان می باشد . روایات بسیاری در این خصوص در کتابهای معتبر وارد شده که در میان آنها ، احادیث دارای اعتبار کافی و قابل اعتماد نیز فراوان است .

در این مورد چند نکته اساسی را باید در نظر گرفت :

1- این گونه روایات نیز مشتمل بر صحیح و سقیم هستند .

2- مقصود از روایات هایی که آثار خاصی را برای بعضی از اعمال ذکر کرده اند ، این نیست که فلان عمل " علت تامه " آن اثر است ؛ بلکه مقصود اقتضای اثر است . " علت تامه " مجموع علل موثر بر یک چیز با رفع تمام موانع است . تاثیر چنین علتی بر معلول ، حتمی و ضروری است و به هیچ وجه تخلف بردار نیست . در حالی که "مقتضی" ، یکی از شرایط موثر بر یک پدیده است که در صورت نبود موانع ، می تواند اثر کند ؛ ولی اگر مانعی بر سر راه آن قرار گیرد ، توان تاثیر ندارد .

چنین چیزی در جهان مادیات و اسباب و مسببات طبیعی نیز هست ؛ مثلا اگر گفته می شود : " آتش سبب احتراق چوب است " ، به نحو مقتضی است ؛ یعنی تا دیگر شرایط مانند وجود اکسیژن پدیدار نشود و موانع برطرف نگردد ، عمل احتراق صورت نخواهد پذیرفت .

بنابراین اگر کسی چوب تری را در آتش اندازد و با گذشت چند دقیقه ، از احتراق خبری نباشد ، نباید در آن گزاره تردید کند ؛ بلکه باید جست و جو کند که آیا این گزاره مشروط به شرایطی نیز هست یا نه ؟ و آیا مانعی برای تاثیر آتش در چوب وجود دارد یا خیر ؟ آن گاه خواهد دید که این گزاره - ضمن دارا بودن ارزش صدق - مشروط به شرایط متعددی است ؛ از قبیل وجود اکسیژن و نبود موانعی چون رطوبت درچوب ، تناسب میزان حرارت آتش با مقدار مقاومت چوب و ... . لیکن اگر تمام شرایط و رفع موانع مفروض پدید آمد ؛ یعنی ، علت تامه محقق شد .

حتما چوب آتش خواهد گرفت و تخلف آن ، به معنای کذب گزاره یاد شده است . تاثیر این اعمال نیز به نحو " جزء العله " و " مقتضی " است و همواره با دیگر شرایط عمل می کند .

اما اینکه آن شرایط دقیقا چیست ؟ سهم هر یک تا چه اندازه است ؟ آیا تاثیر این عمل و هر شرط دیگری ، در همه موارد یکسان است ؟ یا ممکن است در موردی نقش اصلی تری را ایفا کند و در جای دیگری عامل دیگر ؟ مکانیسم تاثیر چگونه است ؟ آیا دیگر ابزارها را در اثر گذاری تقویت می کند یا خود مستقیما اثر می گذارد ؟ اینها و ده ها سوال دیگر ، مسائلی است که ریشه عقلی و فکری بشر هنوز در حدی نیست که بتواند به طور کاملا دقیق ، به آنها پاسخ دهد و یکی از خدمات بزرگ پیامبران به بشر ، آگاه سازی وی از وجود چنین عاملی است که عقل به تنهایی قادر به شناخت آن نیست .

آنچه به طور کلی می توان با ژرف کاوی فلسفی و تحقیق در نصوص دینی دریافت ، این است که : دایره علیت ، منحصر به علل و معلولات مادی نیست ؛ بلکه علل طبیعی مقهور ماورای طبیعت هستند .

3-گستره کمی و کیفی ثواب هایی که بر گریه ، عزاداری و زیارت امام حسین (ع) ذکر شده است ، تعجبی ندارد ؛ زیرا در مقابل آن همه ایثار ، شجاعت ، توکل ، رضا ، مردانگی ، آزادگی و ... و بالاتر مصایبی که آن حضرت متحمل شدند ، این همه ثواب جا دارد . توجه و دقت در داستان ذیل ، این مطلب را روشن تر می سازد .

علامه بحر العلوم به سامرا می رفت ، در راه به مسأله گریه بر امام حسین (ع) که باعث آمرزش گناهان می شود ، فکر می کرد . عربی بر مرکبی سوار ، مقابلش رسید و سلام کرد و پرسید : جناب سید ، شما را متفکر می بینم ؟ اگر مساله علمی است بفرمائید ، شاید من هم چیزی بگویم .

بحرالعلوم فرمود : در این فکربودم که چگونه می شودحق تعالی این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان حضرت سیدالشهدا می دهد ؛ مانند آن که " هر قدمی که زائر بر می دارد ، ثواب یک حج و یک عمره در نامه عملش نوشته می شود ، و برای یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود ؟ "

آن سوار عرب فرمود : تعجب مکن ! منن برای شما مثل می آورم تا مشکلت حل شود . سلطانی در شکارگاه از همراهانش دور افتاده بود . در آن بیابان وارد خیمه ای شد و پیرزنی را با پسرش در گوشه خیمه دید . آنان بزی داشتند که زندگی شان از شیر آن بز تامین می شود و غیر از آن چیز دیگری نداشتند . آن پیرزن ، بزر را برای سلطان ذبح کرد و طعامی حاضر کرد . او سلطان را نمی شناخت و فقط برای اکرام مهمان ، این عمل را انجام داد . سلطان شب را آنجا ماند و روز بعد در دیدار عمومی واقعه دیشب خود را نقل نمود و گفت : من در شکارگاه از غلامان دور افتادم و در حالی که شدیداً تشنه و گرسنه شده بودم و هوا به شدت گرم بود ، به خیمه آن پیرزن رفتم ، او مرا نمی شناخت و در همان حال سرمایه او پسرش بزی بود که از شیر آن ، زندگی را می گذراندند . آن را کشتند و برای من غذا آماده کردند . حال در عوض این محبت ، به این پیرزن و پسرش چه بدهم و چگونه تلافی کنم ؟

یکی از وزیران گفت : صد گوسفند به او بدهید ، دیگری گفت : صد گوسفند و صد اشرفی به او بدهید ، دیگری گفت : فلان مزرعه را به ایشان بدهید .

سلطان گفت : هر چه بدهم کم است . اگر سلطنت و تاج و تختم را بدهم ، مکافات به مثل کرده ام . چون آنها هر چه داشتند به من دادند ، من هم باید هر چه دارم به آنان بدهم .حضرت سید الشهدا (ع) هر چه داشت از مال ، اهل عیال ، پسر ، برادر ، فرزند ، سر و پیکر ، همه و همه را در راه خدا داد . حال اگر خداوند بر زائران و گریه کنندگان آن حضرت ، آن همه اجر و پاداش و ثواب بدهد ، نباید تعجب نمود . این را فرمود و از نظر سید بحر العلوم غایب شد .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387ساعت 18:48  توسط نوید  | 

نهج البلاغه

این کتاب مشتمل بر خطبه ها، نامه ها، فرمان ها، حکمت ها و کلمات قصار حضرت علی، امیر مومنان علیه السلام به عربی می باشد. البته مطالب و بیانات آن حضرت در زمان رسول خدا، در جنگ ها، در نمایندگی حضرت از طرف رسول الله در شهرها و بلاد مختلف، ثبت و ضبط نشده، حتی مطالبی را که با موافقت خلفا، بیان می کرد، باز هم ثبت نشده بلکه نهج البلاغه فقط برخی از مطالب امام علیه السلام، از دورانی است که به ریاست ظاهری رسیده و گلچینی از بیانات و فرمایشات حضرت است که مولف کتاب (سید رضی) از سال 400 هـ ق، به جمع آوری آن که برای هدف خود ما (راه بلاغت) مفید می دانست ضبط و به رشته تحریر در آورد.

معرفی اجمالی مولف نهج البلاغه:

محمد بن ابی احمد، کنیه اش ابوالحسن و ملقب به "رضی" و مشهور به "سید رضی" و شریف رضی از علمای بزرگ شیعه و از شعرای بزرگ زمان خود و برادر والا گهر "سید مرتضی" علم الهدی است که در سال 359 هـ ق در بغداد متولد شد. نسب او با پنج واسطه به امام موسی بن جعفر علیه السلام می رسد. ریاست و نقابت سادات علوی، حتی در زمان پدرش به او محول شد. در زهد و تقوی و ورع، در کمال نفس، در علم و ادب، وثاقت و علو همت و فنون شعری و علوم قرآنی و .... دانشمند زمان و متبحر و یگانه دوران بود. حدود ده سالگی، شعر گفتن را شروع کرد و در هر موضوعی که می خواست، شعری در نهایت بلاغت می سرود. شدت هوش و استعدادش آنچنان بود که "نحو" را قبل از ده سالگی از "ابن السیرافی نحوی" یاد گرفت. یکی از اساتیدش "شیخ مفید" می باشد. حافظ کل قرآن بود و بالاخره جامع جمیع علوم و صفات حسنه و تالیفات زیاد در علوم دینیه و فنون ادب و تنوع علمی او در زمینه های گوناگون، موافق هر غریبه و آشناست و نیازی به اقامه برهان و بینه نیست. این عالم بزرگوار، در سال 404 هـ ق، در بغداد، در سن 45 سالگی دار فانی را وداع کرد. مزار شریف وی، در محله کرخ بغداد واقع و زیارتگاه همگان می باشد.

ساختار و معرفی اجمالی نهج البلاغه:

سخنان آنحضرت در این کتاب بر مدار سه اصل است:
باب اول: خطبه ها و اوامر
باب دوم: نامه ها و رسائل و وصایا
باب سوم: کلمات قصار، حکمت آمیز و مواعظ

ساختار نهج البلاغه، سخنانی شگفت انگیز در مورد توحید، عدل، خلقت، زن و مرد، تقوا، مذمت دنیا، شیطان، نکوهش بعضی از صحابه پیغمبر، امتیازات خاندان رسالت، اوصاف متقین، مومنین، منافقین، توضیح بعضی از آیات قرآن، درباره بنی امیه، یاد مرگ، دولتها و ملتها، اوصاف آل محمد، فضائل و رذایل اخلاقی، مشاوره، توبه، توکل، شکر و کفر نعمت، عاقل و جاهل، انواع جهاد، راه آسایش دنیا، عدالت و صدها موضوع دیگر است که هر کدام تشنگان معرفت را سیراب خواهد کرد. سخنان حضرت در طرح اینگونه بحث ها، همچون قرآن کریم است که به زبان موعظت، از هر پدیده محسوس یا معقولی نمونه ای روشن و قابل درک در جلوی چشم شنونده قرار می دهد، بعد کم کم و آرام آرام، او را با خود به سر منزلی میبرد که باید بدان برسد. (به درگاه خدا و آستان پروردگار!)

نکته ۱:

تالیف این کتاب گرانسنگ، قطعا به دست "سید رضی" بوده است و هیچ شکی در آن نیست و اینکه بعضی از اهل علم، آنرا به برادرش "سید مرتضی علم الهدی" نسبت داده اند کاملا اشتباه و بدون تحقیق بوده است. زیرا علاوه بر اینکه خود مولف، صراحتا در کتاب مجازات تبؤیه و در حقائق التاویل، ذکر کرده است قرائنی وجود دارد که این امر را نشان می دهد. از جمله نجاشی متوفی سال 450 هـ ق، که معاصر هر دو برادر و به شرح حال و تالیفات آنها، کاملا آگاه بوده، تالیف آن را در کتاب "رجالش" بدون تردید و احتمال خلاف، به سید رضی نسبت می دهد.

نکته ۲:

بعضی از اهل علم، فقط برخی از مطالب کتاب را به امیرالمومنین علی (ع) نسبت می دهند و نظر به این دارند که انتساب بعضی از خطبه های نهج البلاغه به علی (ع)، جای تردید و شک است. از جمله درباره خطبه هایی که در آن بعضی از اصطلاحات و مسائل کلامی که در قرون بعد، متداول شده است. ولی نه تنها علمای شیعه به طور قطع و اجماع آن را از خود حضرت می دانند، بلکه "ابن ابی الحدید" شارح نهج البلاغه از اهل تسنن، همین مطلب را عنوان کرده و با دلایل و براهین محکم و متقن، ثابت می کند که تمام مندرجات کتاب، حتی خطبه شقشقیه، بدون استثناء از کلمات خود امیرالمومنین علی (ع) می باشد و مدتها قبل از سید رضی که هنوز متولد نشده و حتی قبل از پدر او، در بعضی از کتب عالمان اهل سنت، درج شده است.

اهمیت نهج البلاغه در شیعه و اهل تسنن:

این کتاب، به جهت اینکه سخنان و نامه ها و نامه های امام اول شیعیان را داراست، در بین شیعه، اهمیت و رواج فوق العاده ای داشته و آن را بعد از قرآن کریم، مهمترین کتاب می دانند. در بین اهل تسنن نیز، به علت فصاحت و بلاغت بی نظیرش، مورد توجه بسیاری از علمای آنها بوده و هست.

چاپ و نشر:

به دلیل اهمیت این کتاب، شروحی از علمای اهل سنت و تشیع بر تمامی کتاب و یا بر بعضی از آن نوشته شده و به هر دو زبان فارسی و عربی، بارها در تهران، تبریز، مصر، بیروت، استانبول و .... چاپ شده است. یکی از مهمترین شرح نهج البلاغه از اهل تسنن، شرح "ابن ابی الحدید" است که مشتمل بر نکات ادبی، تاریخی و کلامی نیز می باشد که به فارسی نیز ترجمه و تاکنون بارها چاپ شده است. یکی از معروفترین شرح علمای شیعه، شرح قطب راوندی و دیگر شرح "ابن میثم" از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی است.

باید گفت که از سالی که "شریف رضی" این مجموعه را گردآوری کرد، سالها یعنی بلکه حدود 500 سال گذشت تا پژوهندگان نخستین ترجمه فارسی را در قرن دهم از هجرت و در زمان حکومت صفویان، صورت دادند. قدیمی ترین ترجمه، شرح و ترجمه جلال الدین حسین فرزند شرف الدین اردبیلی معاصر اسماعیل صفوی است و بعد از آن ترجمه و شرح ملافتح الله کاشانی، متوفی 988 که آنرا «تنبیه الفافلین» نام گذاشت و از آن به بعد، شرح ها و ترجمه های مختلف و مداوم، در جریان بوده است. (برای اطلاع بیشتر به مقاله نهج البلاغه چیست؟ از دانشمند فقید ابن یوسف شیرازی مراجعه شود.)
 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 20:11  توسط نوید  | 

معما

در یک خانه ی بزرگ پنج اتاق وجود دارد، که درهریک ازاین اتاقها مردی از یکی از شهرستان های استان بوشهر در آن زندگی میکنند و همچنین رنگ اتاقشان و نوشیدنی ورشته ی ورزشی شان با هم فرق می کند.

و هر کدام از آنها غذای خاصی را دوست دارند.

سوال: کدام یک از آنها ماهی دوست دارد؟

راهنمایی:

1.مرد گناوه ای در اتاق قرمز زندگی می کند.
2.مرد برازجانی مرغ دوست دارد.
3.مرد دیلمی چای می نوشد.
4.اتاق سبز در سمت چپ اتاق سفید قرار دارد.
5.صاحب اتاق سبز قهوه می نوشد.
6.شخصی که رشته ورزشی اش هندبال است کله پاچه دوست دارد.
7.صاحب اتاق زرد رشته ورزشی اش والیبال است.
8.مردی که در اتاق وسطی زندگی می کند شیر می نوشد.
9.مرد اهرمی در اولین اتاق زندگی می کند.
10. مردی که رشته ورزشی اش بسکتبال  است در کنار مردی که خورش قیمه دوست دارد زندگی می کند.
11.مردی که عدس پلو دوست دارد  در کنار مردی که رشته ورزشی اش والیبال  است زندگی می کند.
12.مردی که رشته ورزشی اش  فوتبال است دلستر می نوشد.
13.مرد تنگستانی رشته ورزشی اش شنا   است.
14.مرد اهرمی کنار اتاق آبی زندگی می کند.
15.مردی که رشته ورزشی اش بسکتبال   است همسایه ای دارد که نوشابه می نوشد.

.....

....

...

..

.

جواب در(( ادامه مطلب ))


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 21:7  توسط نوید  | 

سیاه چاله ها (قسمت اول)

قرآن کريم در مورد سياه چالهها چه می گويد؟

 

انسان ها عادت داشتند تا زمانی که پیامبران برایشان معجزه نیاورده اند، حرف این فرستادگان خدا را رد کنند. بعضی ها حرف آن ها را قبول می کردند و بعضی هم بر سرسختی خود می افزودند. اکنون بعد از وفات پیامبران، باز هم مردم نیاز دارند بدانند آیا خدا وجود دارد؟، داروینیسم و نظریه تکامل به کفر ورزی انسان ها و سکولاریزم کمک کرد به طوری که این نظریه انسان ها را تا تاریکی های عصر حجر برد. به خاطر تحریف دین مسیحیت و دین یهودیت، پیروان این ادیان در اثر این نظریه دچار تزلزل و دودلی شدند.

اسلام، آخرین دین آسمانی اکنون در مقابل این نظریات کفر آمیز ایستاده است. بیشتر یافته های علمی که دانشمندان به آن می بالند در قرآن ذکر شده است ( قابل توجه که ما مسلمانان اعتقاد داریم تمامی علوم در قرآن است و منظور نویسنده در این جا آن است که علوم کشف شده را ما با قرآن توانسته ایم تطبیق دهیم. مترجم) که ۱۴۰۰سال پیش نازل شده است.

خداوند در قرآن فرموده اند:

یکی از معجزات علمی که در قرآن آمده است، در مورد سیاه چاله ها می باشد.

خداوند با اشاره به مشخصات خاصی، در آیه زیر به سیاه چاله ها اشاره می کنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 15:53  توسط نوید  | 

سیاه چاله ها (قسمت دوم)

این مشخصات عبارتند از:

1-آن ها ستارگانی در حال حرکت هستند.

2-آن ها پنهان هستند.

3-آن ها ستارگانی جارو کننده هستند.

اجازه بدهید قبل از اینکه ببینیم اخترفیزیک دان ها در مورد سیاه چاله ها چه می گویند، به آیه زیر از قرآن کریم اشاره کنیم.

خداوند در قرآن فرموده اند:

{ فَلا أُقْسِمُ بِالْخُنَّسِ*الْجَوَارِ الْکُنَّس* وَاللَّیْلِ إِذَا عَسْعَسَ * وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ * إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ کَرِیمٍ}[التکویر:15-19]

به راستی سوگند به اختران بازآینده نمی خورم. ۱۶. آن روندگان نهان شونده. ۱۷. و به شب چون تاریک شود. ۱۸. و به سپیده چون بدمد. ۱۹. که این سخن فرستاده ای است بزرگوار(جبرئیل).

به خوبی امروزه مشخص شده است که ستارگان در طول عمر خود دچار تحول می شوند تا آنکه بمیرند. یکی از انواع مرگ ستارگان، تبدیل شدن به سیاه چاله است.

خداوند در قرآن می فرمایند:

{وَلا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لا إِلَهَ إِلا هُوَ کُلُّ شَیْءٍ هَالِکٌ إِلا وَجْهَهُ لَهُ الْحُکْمُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ}[القصص:88]

با خداوند، معبود دیگری را نخوانید. خدایی نیست جز او، هرچیزی نابود می شود مگر ذات او. فرمان مخصوص اوست، به سوی او بازگردانده می شوید.
در طول دوره زندگی ستارگان، آن ها موجودیت خود را تغییر می دهند. این تغییر میلیون ها سال طول می کشد. یکی از آن ها تبدیل شدن به سیاه چاله است که چهره ای ترسناک دارد.

سیاهچاله در چه تاریخی و به وسیله چه کسی کشف شد؟

چالههای سیاه به طور مستقیم قابل مشاهده نیستند، پس نمیتوان واﮊه کشف شدن را برای آن به کار برد.به هر حال ، آنجه که ما در اینجا به شرح آن میپردازیم، به طور غیر مستقیم گواهی دهنده آن است که سیاهچالههایی که تا امروز مشاهده شده، در بعضی از منظومههای خورشیدی، به وسیله نواختران و ابر نواختران و در مرکز بعضی از کهکشان ها ایجاد شدهاند.

وجود جرمی با جاذبه گرانشی، که قدرت آن به حدی است که هیچ چیز نمیتواند از آن بگریزد، موضوعی است که صدها سال فکر خردمندان را به خود مشغول کرده است.

در ﺗﺋوری نسبیت عام اینشتین که در سال 1916 انتشار یافت، وجود شی ای پیشگویی شده بود که ما حالا درباره آن اطلاعاتی بدست آوردهایم.

شاید اولین شیای که به عنوان سیاهچاله نظر همه را جلب کرد، به وسیله اشعه x و از ستاره دوتایی x-1 دجاجه به چشممان رسید. دقیقا چیزی را یافته بودیم که آن قدر به هم فشرده بود که جرمش بسیار بیش از ستارههای نوترونی بود. باید گفت 2 سال پیش از بدست آوردن این اطلاعات ستاره شناس آمریکایی John Wheeler نام سیاهچاله را برای این اجرام انتخاب کرده بود.

به طور كلي، سياهچاله ناحيه اي از فضا است كه تجمع جرم در آن آنقدر زياد است كه اشياء نزديك آن هيچ راهي براي فرار از كشش گرانشي آن ندارند. ازآنجاكه در حال حاضر بهترين نظريه در مورد گرانش نظريه نسبيت عام اينشتين است، مجبوريم براي درك بهتر جزئيات سياهچالهها از برخي نتايج اين نظريه استفاده كنيم. اما اجازه دهيد ابتدا با بررسي گرانش در شرايط نسبتا ساده شروع كنيم.

تصور كنيد روي سطح يك سياره ايستادهايد و سنگي را مستقيما به سمت بالا پرتاب ميكنيد. فرض كنيد كه سنگ را با قدرت زيادي پرتاب نكرده باشيد. سنگ براي مدتي بالا خواهد رفت اما در نهايت به خاطر گرانش سياره پايين خواهد افتاد. اگر سنگ را به اندازه كافي محكم پرتاب كنيد، سنگ ممكن است بتواند از گرانش سياره بگريزد. در اين حالت سنگ براي هميشه به بالا رفتن ادامه خواهد داد. سرعتي كه نياز است تا با آن طوري سنگ را پرتاب كنيد كه از گرانش سياره بگريزد، "سرعت گريز" ناميده مي شود. سرعت گريز به جرم سياره بستگي دارد. اگر سياره جرم بسيار زيادي داشته باشد گرانش آن بسيار قوي خواهد بود و در نتيجه سرعت گريز هم بالا ميباشد. يك سياره سبكتر، سرعت گريز كمتري هم دارد. علاوه بر اين سرعت گريز به فاصله ما از مركز سياره نيز بستگي دارد. هر چه به مركز سياره نزديكتر باشيم سرعت گريز بالاتر است. سرعت گريز از گرانش زمين 2/11 كيلومتر بر ثانيه است در حاليكه سرعت گريز از ماه 4/2 كيلومتر بر ثانيه است..

اكنون جسمي را در نظر بگيريد كه در آن مقدار عظيمي ماده در شعاع كوچكي جمع شده است، بطوريكه سرعت گريز آن از سرعت نور بيشتر است. از آنجاكه هيچ جسمي نمي تواند از نور سريعتر حركت كند، لذا هيچ چيزی هم نميتواند از ميدان گرانشي اين جسم فرار كند. حتي يك پرتوي نور هم بوسيله گرانش اين جسم به عقب كشيده ميشود و نميتواند بگريزد. اينچنين جسمي را سياهچاله مي ناميم.

در نسبيت عام، گرانش نشانه انحناي فضا-زمان است. اجسام پرجرم فضا و زمان را خميده مي كنند، آنچنانكه قوانين هندسه ديگر كارايي خود را از دست مي دهند. در نزديكي يك سياهچاله اين انحناي فضا بينهايت شديد است و سبب ميشود سياهچالهها ويژگيهاي عجيبي داشته باشند. يك سياهچاله داراي خصوصيتي بنام «افق رويداد» است. افق رويداد يك سطح كروي است كه محدوده ی سياهچاله را مشخص ميسازد. شما ميتوانيد وارد افق رويداد شويد اما ديگر نميتوانيد از آن خارج شويد. در حقيقت زمانيكه وارد افق رويداد مي شويد، هر لحظه به تكينگي مركز سياهچاله نزديك و نزديكتر مي شويد.

افق رويداد را ميتوان به عنوان ناحيهاي در نظر گرفت كه سرعت گريز در آنجا برابر سرعت نور است. خارج از افق رويداد سرعت گريز كمتر از سرعت نور است، بنابراين اگر موشك خود را با توان كافي روشن كنيد، مي توانيد براي خود انرژي كافي براي فرار از سياهچاله فراهم كنيد.

اما اگر درون افق رويداد قرار داشته باشيد، ديگر فرقي نمي كند كه موشك شما چقدر قدرت داشته باشد، ديگر راه گريزي نيست! چرا که نمي توان از نور سريعتر حركت كرد.

سياهچاله ها در كيهان

در حال حاضر گمان بر اين است كه تقريبا در مراكز تمام كهكشانها سياهچاله هاي بسيار بزرگي وجود دارند كه جرمي ميليون ها و يا حتي ميليارد ها برابر جرم خورشيد دارند .برخي از اين اجرام جزو خشن ترين و فعالترين اجرام در كيهان هستند. از اين دست مي توان هسته هاي فعال كهكشاني و كوازار ها را نام برد. اين اجرام در حاليكه گازهاي اطراف را به سمت داخل مي كشند، فورانهايي به سمت بيرون ايجاد مي كنند.

همچنين گمان مي رود كه نمونه هاي بسياري از سياهچاله هاي كوچك در كهكشانها وجود دارند كه جرمي تنها چندين مرتبه بزرگتر از جرم خورشيد دارند. تعداد اندكي از اين سياهچاله ها در كهكشان ما نيز شناسايي شده اند. از آنجا كه تعدادي از اين سياهچاله هاي كوچك فوران هاي كوتاهي شبيه آنچه انواع بزرگترشان مي سازند را موجب مي شوند، ميكروكوازار لقب گرفته اند.

شكل گيري سياهچاله ها

گمان بر اين است كه سياهچاله هاي معمولي از ستاره هاي پرجرم تشكيل مي شوند (شايد آنهاييكه با جرمهايي 20 يا 25 برابر جرم خورشيد فعاليت مي كنند). زمانيكه اين ستارگان به زندگي خود به شکل يك انفجار ابرنواختر پايان مي دهند، هسته آنها فرو ميپاشد و گرانش بر هر نيروي ديگري كه ممكن است بتواند ستاره را نگه دارد، غلبه مي كند.

در نهايت ستاره آنقدر فرو مي پاشد تا در شعاع شوارتزشيلد يا افق رويداد خود محصور مي گردد. در اين حالت، سياهچاله بي نهايت كوچك است، يك سياهچاله با جرم خورشيد در يك شهر كوچك جاي مي گيرد، در حاليكه سياهچاله اي با جرم زمين در كف دست شما هم جاي مي گيرد!

ماده موجود در شعاع شواتزشيلد به طور نامحدودي به فروپاشي ادامه مي دهد تا به نقطه اي مي رسد كه در آنجا قوانين فيزيك ديگر کارايي خود را از دست مي دهد. در اين ضمن، سياهچاله هاي ابر توده به شكل ديگري ايجاد مي شوند- شايد از ادغام تعداد زيادي سياهچاله كوچكتر در آغاز تاريخ جهان- و در طي ساليان دراز با بلعيدن گازهاي اطرافشان رشد ميكنند.

شكل گيري اين اجرام و رابطه آنها با كهكشاني كه آنها را در بر مي گيرد، نكته اي است كه هنوز در دست مطالعه و بررسي قرار دارد.

مشاهده ي سياهچاله ها

دنيايي از نور

سياهچاله ها را نمي توان مستقيماّ مشاهده كرد، اما مي توان اثر آنها بر مواد پيرامونشان را مورد بررسی قرار داد (گاز و غباري كه پيش از اينكه به درون سياهچاله كشيده شود و يا اينكه به شكل يك فوران به بيرون پرتاب شود، ثانيه های پايانی عمر خود را مي گذراند).

در حقيقت سياهچاله ها در تبديل انرژي مواد ورودي به نور و انتشار آن، بازدهي بسيار بالايي دارند. گازي كه به درون سياهچاله كشيده مي شود، به همان دليلي كه زمين به درون خورشيد سقوط نمي كند، مستقيماّ فرو برده نمي شود. درعوض، گاز تلاش مي كند تا در مداري گرد سياهچاله حركت كند، وآنچه كه ما به عنوان حلقه تجمعي مي شناسيم را تشكيل دهد.

در حلقه تجمعي، ماده ضمن اينكه به دليل اصطكاك انرژي از دست مي دهد به آرامي به طرف داخل سياهچاله نوسان مي كند- كشش هاي عظيم گرانشي نزديك سياهچاله در شكافتن اين مواد و بالا بردن دماي آنها به مقادير بسيار بالا، به بهترين نحو عمل ميكنند. دماي حلقه هاي داخلي سياهچاله هاي ابر توده به هزارارن درجه كلوين مي رسد (مشابه دمای سطح يك ستاره داغ)، اين درحاليست كه دماي حلقههاي سياهچاله هاي كوچكتر مي تواند تا ميليونها درجه بالا رود، تا جاييكهباعث انتشار پرتوهاي ايكس از آنها گردد.

بنابراين سياهچاله ها جزو نوراني ترين اجرام پيرامون ما هستند.

تغييرات سريع

از آنجاييكه سياهچاله ها كوچك هستند روشنايي آنها مي تواند به سرعت تغيير كند. فرايندهاي پيچيده اي كه در بخشهاي دروني حلقه تجمعي رخ مي دهند، غالباّ بسيار متغيرند و منجر به تغييرات سريع در نور ساطع شده مي گردند.

كوچكترين و در عين حال فعالترين سياهچاله ها، يعني ميكرو كوازارها، مي توانند نورشان را در طول تنها چند ثانيه دو برابر كنند و گاهی اوقات، شواهدي نيز براي تغييرات در مقياس هاي زماني كوتاهتر از خود نشان مي دهند، يعني در برخي موارد صدها برابر در هر ثانيه نوسان مي كنند.

فوران هاي پرانرژي

سياهچاله ها مواد را به خود جذب مي كنند، اما برخي از اين مواد بجاي اينكه بلعيده شوند، به بيرون پرتاب مي شوند. بسياري از سياهچاله ها، فوران هايي را تقريبا با سرعت نور پرتاب مي كنند كه از حلقه تجمعي دور مي شوند. اين فوران ها نه تنها بطور باشكوهي در مراكز كهكشانهاي نزديك (براي مثال M87) مشاهده شده اند، بلكه در ميكروكوازارها هم به صورت فورانها و پرتاب هاي سريع و بسيار پرانرژي پديدار مي گردند، درست مثل اينكه شخصي تصويري ويدئويي از يك كوازار گرفته و دكمه حركت سريع به جلو را فشرده باشد.

فرايندهايي كه بوسيله آنها اين فوران ها شكل مي گيرند، به خوبي شناخته نشده اند، ولي به نظر مي رسد كه وابسته به ميدان هاي مغناطيسي باشند كه حضورشان باعث بي ثباتي هايي در حلقه تجمعي مي گردد و به مواد اجازه ميدهد به بيرون پرتاب شوند

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1387ساعت 15:52  توسط نوید  | 

مطالب قدیمی‌تر