قیام عاشورا
فلسفه قیام عاشورا چیست؟
همان گونه که یادآور شدیم قیام عاشورا فلسفه وعلل وعوامل خاصی دارد به عبارت دیگر در نهضت عاشورا عوامل متعددی دخالت داشته اند واین امر موجب شده است این حادثه به ظاهر کوتاه تاریخی، از نظر تجزیه وتحلیل و تفسیر وکشف علل وعوامل و فلسفه آن، بسیار پیچیده باشد.
در قیام ونهضت عاشورا بیعت خواستن ازامام و امتناع آن حضرت از بیعت مؤثر بوده است.دعوت مردم کوفه و پذیرش دعوت آنان عامل دیگر پیدایش و وقوع این حادثه است. عامل دیگری که در وقوع حادثه بی نظیر تاریخ بشریت نقش داشته است . روحیه انقلابی و اصلاحگری امام است . حتی اگر یزید از امام درخواست بیعت نکرده بود ومردم کوفه از حضرت دعوت نکرده بودند باز هم امام حسین یک انقلابی اصلاحگر بود که از دستگاه حاکمه انتقاد می کرد و در برابر ظلم وجور وتعدی وانحراف اسلام سکوت نمی کرد.
پاره ای ازتصمیمات امام براساس امتناع از بیعت بوده است مثل خروج از مدینه در زمان خاص، بلافاصله پس از درخواست بیعت، پاره ای از تصمیمات امام براساس دعوت مردم کوفه بوده است. مثل اعزام حضرت مسلم به کوفه وترک مکه به سوی کوفه.
عامل سوم امربه معروف ونهی ازمنکر بود. امام در وصیت نامه خودش پس از شهادت به وحدانیت خدا وپیامبر(ص) میفرماید : "من جاه طلب وطالب مقام و ثروت نیستم. مفسد واخلال گر و ظالم وستمگر نیز نیستم بلکه یک انسـان مصلــح و اصلاحگر هستم که می خواهم امت جدم را اصلاح کنم...
امام یک اصلاحگر است و می خواهد امت رسول الله را به سیره نبوی وعلوی بازگرداند ولی از وسایل ارتباطی به معنای امروزی محروم است. لذا باید یک حرکت خارق العاده که دنیا وعالم راتکان دهد وبه تحقیق وتعمق وادارد وجامعه با اتکا به آن حرکت راه خویش را بازیابد. شهادت امام،دنیای اسلام را تکان داد. افراد و گروههایی مثل مردم مدینه قیام کردند وتلاش کردند خطای خود را جبران کنند هر چند ثمره ملموسی نداشت ولی خود آنها باعث خیزش وجوشش بعدی شد وموجب روشنگری وآگاهی عمومی گردید.
اگر امام زنان را با خودش به همراه می برد برای این است که بلافاصله پس از شهادت در بازار کوفه و شام و دربار عبیدالله و یزید پیام رسانی نهضت کربلا آغاز گردد وراه امام استمرار یابد. اگر جوانانش را با خودش می برد برای این است که متهم نشود مردم را می خواهد به کشتن بدهد، بلکه اولین فدایی راه او فرزند رشیدش علی اکبر است و...
از جمله کتب بسیار مفید و ذی قیمتی که درباره تحلیل واقعه عاشورا نگاشته شده است می توان حماسه حسینی استاد شهید مرتضی مطهری در سه جلد، درسی که حسین بن علی (به انسانها آموخت. شهید هاشمی نژاد حسین بن علی)را بهتر بشناسیم آیت ا...یزدی آذرخشی دیگر از آسمان کربلا ـ آیت ا...مصباح یزدی را نام برد. توفیق روز افزون شما را در فراگیری هر چه بیشتر فرهنگ عاشورا وعاشورایی شدن از درگاه حضرت حق مسألت می نماییم. ما را نیز از دعای خویش محروم نسازید.
آیا امام حسین (ع) می دانست شهید می شود ؟ اگر چنین است ، چرا با پای خویش به سوی قتلگاه رفت ؟
بر اساس احادیث و روایات شیعی ، امامان (ع) از علم غیب موهبتی از سوی خداوند بهره مندند . خداوند متعال می فرمایند : ( عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احداً الا من ارتضی من رسول) جن 72
این آیه نشان می دهد که علم غیب اختصاص به خداوند دارد و کسی جز خدا آن را نمی داند . اما ممکن است پیامبر با رضایت پروردگار متعال ، بداند و نیز ممکن است دیگر انسان ها از سوی خدا و یا به تعلیم پیامبران ، از آن اگاهی یابند .
علامه طباطبائی (ره) - صاحب تفسیر المیزان- در این باره می گوید : " سید الشهدا (ع) - به عقیده شیعه امامیه - سومین جانشین از جانشینان پیامبر اکرم (ص) و صاحبه ولایت کلیه می باشد . علم امام (ع) به اعیان خارجیه و حوادث و وقایع - طبق آنچه از ادله نقلیه و براهین عقلیه بر می آید - دو قسم است :
قسم اول : امام (ع) در هر شرایطی - به اذن خداوندی - به حقایق جهان هستی آگاه است ، اعم از آنها که تحت حس قرار دارند یا آنها که از دایره حس بیرون می باشند ؛ مانند موجودات آسمانی و حوادث گذشته و وقایع آینده .
قسم دوم : علم عادی است که پیامبر (ص) و نیز امام (ع) مانند سایر افراد ، در مجرای اختیار و بر اساس علم عادی است و آنچه را شایسته می بیند ، انجام می دهد
باید توجه کرد که علم قطعی امام به حوادث تغییر ناپذیر ، مستلزم جبر نیست ؛ همان طور که علم خداوند به افعال انسان ، مستلزم جبر نیست ؛ چرا که مشیت خداوندی به افعال اختیاری انسانی ، از راه اراده و اختیار تعلق گرفته است ؛ یعنی ، خداوند علم دارد که انسان با اختیار و اراده خود کدام کارها را انجام می دهد .
درباره امام حسین (ع) نیز می دانیم و به نقل متواتر ثابت است که رسول اکرم (ص) و امام علی (ع) از شهادت سید الشهدا (ع) خبر داده بودند و این اخبار در معتبرترین کتاب های تاریخ و حدیث ضبط شده است . صحابه ، همسران ، خویشاوندان و نزدیکان پیغمبر (ع) این اخبار را بلاواسطه و یا با واسطه شنیده بودند .
همچنین وقتی امام حسین (ع) عازم هجرت از مدینه به مکه معظمه شد و هنگامی که در مکه تصمیم به سفر عراق گرفت ؛ اعیان و رجال اسلام در بیم و تشویش افتاده و سخت نگران شدند .
هم به ملاحظه اینکه به طور یقین می دانستند بر طبق اخبار پیغمبر (ص) شهادت در انتظار حسین (ع) است و هم به ملاحظه اوضاع روز و استیلای بنی امیه بر جهان اسلام و رعب و هراسی که از ظلم و ستم شان در دل ها افتاده و خفقانی که قلوب مسلمین را فرا گرفته بود ؛ از اینکه بتوان با حکومت ستمکار بنی امیه به مبارزه برخاست ، مأیوس و ناامید بودند و هم با امتحاناتی که مردم کوفه در عصر حضرت امیرالمومنین (ع) و امام حسن (ع) داده بودند ، روشن بود که امام حسین (ع) به سوی مرگ و شهادت سفر می کند و احتمال اینکه جریان به طور دیگر خاتمه یابد ، بسیار ضعیف بود .
امام حسین (ع) به طور مکرر از قتل خود خبر می داد ؛ اما از خلع یزید و تصرف ممالک اسلامی و تشکیل حکومت به کسی خبر نداد ؛ هر چند همه را موظف و مکلف می دانست که با آن حضرت همکاری کنند و از بیعت با یزید و اطاعت او امتناع ورزند و بر ضد او شورش و انقلاب بر پا نمایند . البته آن حضرت می دانست که چنین قیامی بر پا نخواهد شد و خودش با جمعی قلیل باید قیام کنند و کشته شوند . از این رو شهادت خود را به مردم اعلام می کرد . گاهی در پاسخ کسانی که از آن حضرت می خواستند سفر نکند و به عراق نرود می فرمود : " من رسول خدا را در خواب دیدم و در آن خواب به کاری مامور شدم که اگر آن کار را انجام دهم سزاوار تر است ."
در کشف الغمه از حضرت زین العابدین نقل شده که فرمود : " به هر منزلی فرود آمدیم و بار بستیم، پدرم از شهادت یحیی بن زکریا سخن می گفت و از آن جمله روزی فرمود : از خواری دنیا نزد باری تعالی این است که سر مطهر یحیی را بریدند و به هدیه نزد زن زانیه ای از بنی اسرائیل بردند ".
بنابر آنچه گفته شد مدارک و مصادر معتبر تاریخی دلالت دارند که امام حسین (ع) از شهادت خود و به دست نیامدن پیروزی نظامی ، علم و آگاهی داشت و قیام آن حضرت ، اعلان بطلان حکومت یزید ، احیای دین ، رفع شبهات و انحرافات فکری و نجات اسلام از ضربات کشنده حکومت یزید بود . هنر امام حسین (ع) در این بود که "حقانیت" خود را با پاسخ به دعوت کوفیان ، با تدبیر و "عقلانیت " پیش برد ؛ به گونه ای که بر همگان اتمام حجت شد و نهضت خود را با " مظلومیت " آمیخته کرد تا چهره ظالمان هر چه منفورتر در طول تاریخ باقی بماند و قابل محو شدن و کم رنگ تر شدن نباشد . لذا این رنگ الهی تنها با " شهادت و اسارت " جاودانه ماند .